#پارت_پانزدهم
فیلومینت و اوفیلیا خودشان را خیلی زود به درمانگاه رساندند ، جیمز به هوش آمده بود و حالش خیلی بهتر شده بود ، سیریوس سمت چپش نشسته بود و دست جیمز در دستش بود ، روی دست جیمز پر از رد گاز گرفتی بود که مشخص میکرد کار سیریوس است ، ریموس کنار سیریوس نشسته بود ، یک پایش را روی آن یکی پایش انداخته بود که باعث میشد زانویش روی ران سیریوس باشد و دست دیگر سیریوس روی زانوی ریموس بود ، پیتر سمت راست جیمز نشسته بود ، کاری نمیکرد فقط با پایین لباسش بازی میکرد و رگولوس بالا سرش نشسته بود ، گاهی اوقات چانه اش را روی پیشونی جیمز میگذاشت و میگفت
رگولوس«کاش کور نبودی»
در کنار تخت جیمز یک پاتختی هم قد تخت با جنس آهن قرار داشت که رویش چند معجون گذاشته شده بود و در یکی از آن ها باز بود ، مادام پامفری دائما بین افرادی که در درمانگاه بودند در حرکت بود ، اوفیلیا به سرعت خود را به جیمز رساند ، پیتر از جایش بلند شد و صندلی اش را آنطرف تر برد ، اوفیلیا جایی که قبلاً پیتر نشسته بود ایستاد ، دستش را در موهای پسرش فرو برد
اوفیلیا«حالت چطوره؟»
جیمز«خوبم مامان»
همانطور که دست اوفیلیا در موهای جیمز بود ، با مادام پامفری صحبت میکرد
اوفیلیا«کی این کار رو کرد؟»
رگولوس پیش قدمی کرد
رگولوس«یکی از بازیکن های اسلیترین ، الان تو دفتر پروفسور دامبلدور عه ، پروفسور مک گوناگال و پروفسور اسلاگهورن هم هستند»
اوفیلیا کمی با دقت به رگولوس نگاه کرد
اوفیلیا«اوه تو پسر کوچیکه ی والبورگایی درسته؟»
رگولوس«درسته»
فیلومینت رو به اوفیلیا کرد
فیلومینت«من میرم دفتر پروفسور دامبلدور خانوم»
اوفیلیا«باشه عزیزم برو»
فیلومینت با قدم های محکم و استوار از درمانگاه خارج شد ، اوفیلیا رو به سیریوس کرد
اوفیلیا«چه اتفاقی افتاد سیریوس؟»
سیریوس«جیمز به اسنیچ خیلی نزدیک بود و بازیکن اسلیترین دور تر تا این که اون بازیکن با چوبش به سر جیمز زد و جیمز بیهوش شد»
اوفیلیا دستش رو جلوی دهانش گرفت