اُتاقِ113🌻🦋
✨ چالش ۱۰ روزهی نوشتن – اتاقِ 113 روز ۱: امروز من از چی خستهام؟ روز ۲: اگه یه فصل بودی، کدوم بود
روز دهم:
من زندهام، اما زندگی نمیکنم ... میگذرانم بدون ساختن خاطره ایی بدون ایجاد شادی در وجودم بدون هدیه کردن حس زندگی.
خلائی در وجودم شکل گرفته است که نمیتوانم با هیچ چیزی پرش کنم ...
من کیستم ؟ من را پیدا بکن ... پیدا شدنی نیست این گمشدهِ گمگشته... دور است غرق است ناپیداست.
گویی در جاده ایی تاریک و ناهموار قدم میگذارم با هر قدم امکان دارد سقوط کنم در اعماق تاریکی وجودم .
مانند شیرینی که شیرین نیست، مانند نیمروی بدون زرده، مانند پیتزای بدون پنیرو مانند بوم بدون نقاش ...
من مانند جسمی بدون روح ام ، مانند انسانی بدون زندگی.
در این اسمان بدون ابر و امیدی برای زندگی چگونه خوشی هارا پیدا کنم و زندگی کنم؟ من نمیخواهم فقط زنده بمانم من هدفی میخواهم برای شاداب بودن برای انسان بودن و ...
خواسته من از دنیا زندگی کردن است...