eitaa logo
اندیشکده حکمرانی مصاف
3.1هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
167 ویدیو
1 فایل
اندیشکده حکمرانی موسسه مصاف 🇮🇷 🖥 راه ارتباطی my.masaf.ir/r/eitaa 📞 02175098000
مشاهده در ایتا
دانلود
گذار از پترودلار.pdf
حجم: 849.2K
📊 آیا نظام پترودلار در حال فروپاشی است؟ ❇️ خلاصه مقاله 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @@MasafThinkTank1
اندیشکده حکمرانی مصاف
📊 آیا نظام پترودلار در حال فروپاشی است؟ ❇️ خلاصه مقاله 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @@Masaf
📊 آیا نظام پترودلار در حال فروپاشی است؟ نزدیک به ۵۰ سال است که بیشتر معاملات نفت جهان با دلار آمریکا انجام می‌شود؛ سیستمی که به آن «پترودلار» گفته می‌شود و یکی از پایه‌های قدرت اقتصادی آمریکا در جهان است. اما تحولات ژئوپلیتیکی و اقتصادی اخیر نشان می‌دهد که این نظم ممکن است در حال تغییر باشد. 🔹 چرا پترودلار مهم است؟ از دهه ۱۹۷۰ و پس از توافق آمریکا با تولیدکنندگان نفت، نفت با دلار قیمت‌گذاری شد. این موضوع باعث شد تقاضای جهانی برای دلار افزایش یابد و آمریکا بتواند کسری‌های مالی خود را راحت‌تر تأمین کند. 🔹 نقش تنگه هرمز و ایران حدود ۲۰٪ نفت جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند. موقعیت جغرافیایی ایران در این گلوگاه استراتژیک باعث شده این کشور بتواند به‌طور بالقوه بر امنیت انرژی و حتی بر ساختار مالی جهانی اثر بگذارد. 🔹 چالش‌های جدید برای پترودلار افزایش تنش‌های ژئوپلیتیکی در خاورمیانه تلاش کشورهایی مانند چین و هند برای کاهش وابستگی به دلار ایجاد سیستم‌های پرداخت جدید و ارزهای جایگزین ظهور فناوری‌های مالی و ارزهای دیجیتال دولتی 🔹 سناریوهای احتمالی جایگزین 1️⃣ پترویوان: استفاده از یوان چین در معاملات نفت 2️⃣ سبد ارزی انرژی: ترکیبی از چند ارز (دلار، یورو، یوان و...) 3️⃣ ارزهای دیجیتال دولتی (CBDC) برای تجارت انرژی 4️⃣ تسویه با ارزهای محلی در قراردادهای دوجانبه 📈 بر اساس تحلیل‌ها: در کوتاه‌مدت پترویوان محتمل‌ترین گزینه است. در بلندمدت سیستم سبد ارزی پایدارترین مدل محسوب می‌شود. ارزهای دیجیتال می‌توانند آینده نظام مالی انرژی را تغییر دهند. 🔹 پیامدها برای ایران این تحولات می‌تواند برای ایران هم فرصت و هم ریسک ایجاد کند: فرصت افزایش قدرت چانه‌زنی در بازار انرژی امکان مشارکت در شکل‌دهی نظم مالی جدید اما در عین حال خطر تشدید تحریم‌ها یا وابستگی بیش از حد به یک بلوک اقتصادی نیز وجود دارد. ✅ جمع‌بندی: نظام پترودلار احتمالاً به‌طور ناگهانی فرو نمی‌پاشد، اما جهان به‌تدریج به سمت یک نظام مالی چندارزی در تجارت انرژی حرکت می‌کند؛ تغییری که می‌تواند توازن قدرت اقتصادی در جهان را دگرگون کند. 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @@MasafThinkTank1
✍ بازاندیشی در سناریوی تهاجم زمینی به ایران: ارزیابی امکان‌پذیری، مسیرهای محتمل و پیامدهای راهبردی 🔻یادداشت اندیشه‌ورزانه – اندیشکده حکمرانی مصاف گرداوری: بابک یاوری فر 🔰 سناریوی تهاجم زمینی به ایران، در چارچوب تحولات نوین نظامی و ژئوپلیتیکی، بیش از آنکه یک گزینه عملیاتی واقع‌بینانه باشد، به‌مثابه یک «آزمون راهبردی پرهزینه» برای هر قدرت مهاجم قابل تحلیل است. ویژگی‌های ژئوپلیتیکی ایران، شامل وسعت سرزمینی، تنوع اقلیمی، عمق استراتژیک و پراکندگی مراکز حیاتی، این کشور را به محیطی پیچیده برای هرگونه عملیات زمینی تبدیل می‌کند. برخلاف تجارب پیشین در جنگ عراق یا جنگ افغانستان، که هر یک به‌رغم دشواری‌های خود دارای محدودیت‌های جغرافیایی و ساختاری خاص بودند، ایران از ترکیب هم‌زمان موانع طبیعی، ظرفیت‌های نظامی بومی و شبکه‌های اجتماعی–سیاسی برخوردار است که امکان تثبیت سریع اشغال را به‌شدت کاهش می‌دهد. ▫️در سطح سناریوهای عملیاتی، هرگونه تهاجم زمینی به ایران را می‌توان در سه مسیر کلی تصور کرد: نخست، عملیات محدود مرزی با هدف تصرف نقاط راهبردی یا ایجاد فشار سیاسی؛ دوم، پیشروی مرحله‌ای با اتکا به برتری هوایی و تلاش برای فروپاشی ساختارهای دفاعی؛ و سوم، تهاجم گسترده با هدف تغییر رژیم. سناریوی نخست، اگرچه از نظر هزینه و ریسک در سطح پایین‌تری قرار دارد، اما به‌دلیل فقدان دستاورد راهبردی پایدار، عمدتاً به یک وضعیت بن‌بست یا درگیری فرسایشی محدود منتهی می‌شود. سناریوی دوم، به‌واسطه نیاز به حفظ خطوط تدارکاتی طولانی و آسیب‌پذیر، به‌سرعت در معرض حملات نامتقارن قرار گرفته و هزینه‌های آن تصاعدی می‌شود. اما سناریوی سوم، که جاه‌طلبانه‌ترین حالت است، عملاً مستلزم اشغال بخش‌های وسیعی از کشور، مدیریت جمعیتی بزرگ و مقابله با مقاومت چندلایه است؛ امری که در شرایط کنونی نظام بین‌الملل، از حیث سیاسی، اقتصادی و نظامی، با موانع تقریباً بازدارنده مواجه است. ▫️در این میان، تحول ماهیت جنگ در قرن بیست‌ویکم نقش تعیین‌کننده‌ای در تضعیف امکان موفقیت چنین سناریویی ایفا می‌کند. تجربه‌های اخیر نشان داده‌اند که برتری کلاسیک در حوزه‌های زرهی و هوایی، در برابر تاکتیک‌های نامتقارن، جنگ شهری و استفاده از فناوری‌های کم‌هزینه اما مؤثر، کارایی محدودی دارد. در چنین محیطی، مهاجم نه‌تنها با یک نیروی نظامی، بلکه با یک «شبکه مقاومت ترکیبی» مواجه می‌شود که می‌تواند در سطوح مختلف، از عملیات نظامی تا جنگ روانی و سایبری، هزینه‌های اشغال را افزایش دهد. این وضعیت، به‌ویژه در کشوری با ویژگی‌های ایران، احتمال تبدیل جنگ به یک «فرسایش بلندمدت» را به‌شدت تقویت می‌کند. ▫️پیامدهای چنین درگیری‌ای، صرفاً به میدان نبرد محدود نخواهد ماند و به‌سرعت ابعاد ژئواکونومیک پیدا می‌کند. موقعیت ایران در مجاورت تنگه هرمز به‌عنوان یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های انرژی جهان، این امکان را فراهم می‌سازد که هرگونه تشدید درگیری، به اختلال در جریان انرژی و در نتیجه، بروز شوک‌های قیمتی در بازارهای جهانی منجر شود. این شوک‌ها، با توجه به وابستگی متقابل اقتصاد جهانی، می‌توانند زنجیره‌ای از پیامدها، از افزایش هزینه‌های تولید تا تشدید تورم و بی‌ثباتی مالی، را در سطح بین‌المللی ایجاد کنند. در چنین شرایطی، حتی کشورهایی که به‌طور مستقیم درگیر جنگ نیستند، از پیامدهای آن متأثر خواهند شد. ▫️از منظر راهبردی، یکی از مهم‌ترین چالش‌های تهاجم زمینی، مسئله «پایان جنگ» است. در حالی که آغاز یک عملیات نظامی ممکن است با برتری نسبی مهاجم همراه باشد، تعریف یک نقطه پایان قابل تحقق، به‌مراتب دشوارتر است. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که فقدان یک راهبرد خروج روشن، می‌تواند جنگ را به یک تعهد بلندمدت و پرهزینه تبدیل کند که به‌تدریج حمایت داخلی و بین‌المللی از آن کاهش می‌یابد. در این چارچوب، حتی در صورت موفقیت‌های تاکتیکی اولیه، دستیابی به یک پیروزی راهبردی پایدار، با ابهامات جدی مواجه خواهد بود. ❇️ در جمع‌بندی، می‌توان گفت که سناریوی تهاجم زمینی به ایران، در بهترین حالت برای مهاجم، به یک درگیری پیچیده، پرهزینه و فاقد قطعیت راهبردی منتهی می‌شود. ترکیب عوامل جغرافیایی، ظرفیت‌های نامتقارن، اهمیت ژئواکونومیک و تجربه‌های تاریخی، همگی نشان می‌دهند که چنین جنگی نه‌تنها احتمال دستیابی به اهداف اعلامی را کاهش می‌دهد، بلکه می‌تواند به گسترش بی‌ثباتی در سطوح منطقه‌ای و جهانی منجر شود. بر این اساس، این سناریو بیش از آنکه یک گزینه عملیاتی مؤثر تلقی شود، باید به‌عنوان یک «ریسک راهبردی با پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی» مورد ارزیابی قرار گیرد. 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @@MasafThinkTank1
‍ ‍ 📌 آسیب به ۱۴۰ بنای تاریخی؛ ضرورت بازتعریف حکمرانی تاب‌آور در حوزه میراث‌فرهنگی 🔻در پی وقایع اخیر، ثبت آسیب در حدود ۱۴۰ بنای تاریخی و محوطه فرهنگی کشور، نه‌تنها یک رخداد در حوزه میراث‌فرهنگی، بلکه نشانه‌ای از یک چالش عمیق در سطح حکمرانی و سیاست‌گذاری ملی است. این رخداد، ضرورت بازنگری در الگوهای مدیریت ریسک، تاب‌آوری نهادی و سازوکارهای حفاظت از دارایی‌های هویتی کشور را بیش از پیش برجسته می‌سازد. 🔸بر اساس ارزیابی‌های میدانی، طیفی از خسارات—از آسیب‌های سازه‌ای تا تخریب‌های کامل—در این بناها مشاهده شده است؛ در این میان، تمرکز بیش از ۵۰ درصدی آسیب‌ها و بیش از ۸۰ درصدی برآورد خسارات در استان تهران، بیانگر تمرکز ریسک در کانون‌های سیاسی-اداری کشور و ضعف در توزیع متوازن زیرساخت‌های حفاظتی است. این الگوی تمرکز، خود به‌عنوان یک مسئله سیاستی، نیازمند مداخله هدفمند در سطح برنامه‌ریزی سرزمینی و مدیریت دارایی‌های فرهنگی است. 🔸اگرچه اقدامات پیشگیرانه نظیر انتقال امن اشیای موزه‌ای و استقرار تیم‌های واکنش سریع توانسته است از بروز خسارات جبران‌ناپذیر جلوگیری کند، اما تجربه اخیر نشان می‌دهد که رویکردهای موجود عمدتاً «واکنشی» بوده و هنوز تا استقرار یک نظام «پیش‌نگر و تاب‌آور» فاصله معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر، گذار از «مدیریت بحران» به «حکمرانی ریسک» در حوزه میراث‌فرهنگی، به‌عنوان یک ضرورت راهبردی مطرح است. 🔸ورود وزارت میراث‌فرهنگی به فاز برنامه‌ریزی برای مرمت و بازآفرینی، اگرچه گامی ضروری است، اما در سطح حکمرانی باید به‌عنوان بخشی از یک بسته سیاستی جامع‌تر دیده شود؛ بسته‌ای که سه محور کلیدی را در بر گیرد: نخست، تأمین مالی پایدار از طریق طراحی ابزارهای نوین مانند صندوق‌های تاب‌آوری میراث، بیمه‌های تخصصی و مشارکت بخش خصوصی؛ دوم، ارتقای هماهنگی میان‌بخشی میان نهادهای اجرایی، امنیتی و مدیریت بحران؛ و سوم، استقرار استانداردهای یکپارچه برای حفاظت، مستندسازی و مداخلات مرمتی بر اساس الگوهای بین‌المللی. 🔸در این میان، نکته‌ای که نباید از نظر دور داشت، پیوند مستقیم میان میراث‌فرهنگی و «قدرت نرم» کشور است. تخریب یا تضعیف این دارایی‌ها، صرفاً یک خسارت فیزیکی نیست، بلکه می‌تواند به کاهش سرمایه نمادین ایران در نظام بین‌الملل منجر شود. از این منظر، سیاست‌گذاری در حوزه میراث‌فرهنگی باید در امتداد راهبرد کلان دیپلماسی فرهنگی و تصویرسازی جهانی ایران تعریف شود. 🔸در نهایت، تجربه اخیر می‌تواند به‌عنوان یک «نقطه عطف» در بازطراحی نظام حکمرانی میراث‌فرهنگی کشور تلقی شود؛ نقطه‌ای که در آن، تمرکز از اقدامات مقطعی و پروژه‌محور، به سمت ایجاد یک نظام یکپارچه، داده‌محور و آینده‌نگر برای حفاظت از هویت تاریخی ایران حرکت کند. بدون چنین تحولی، چرخه آسیب و مرمت، به‌صورت تکرارشونده ادامه خواهد یافت و فرصت تبدیل میراث‌فرهنگی به یک مزیت راهبردی پایدار، از دست خواهد رفت. 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @@MasafThinkTank1
‍ 📌 بازخوانی یک روایت راهبردی؛ از تنگه هرمز تا بازآرایی ژئوپلیتیک انرژی 🔻در فضای تحلیلی پیرامون تحولات اخیر، یکی از خطاهای رایج، تقلیل پیچیدگی‌های میدانی به داوری‌های شتاب‌زده و تک‌بعدی است. در حالی‌که نشانه‌های موجود حاکی از آن است که آنچه در حال وقوع است، بیش از آنکه یک منازعه صرف نظامی باشد، بخشی از یک بازآرایی عمیق در نظم ژئوپلیتیک انرژی و قدرت در سطح جهانی است؛ بازآرایی‌ای که تنگه هرمز را به یکی از گره‌های کلیدی خود تبدیل کرده است. 🔸از منظر تحلیل نظامی، برخی بر این باورند که افزایش آرایش نیروها از سوی ایالات متحده می‌تواند نشانه‌ای از آمادگی برای تغییر سطح درگیری، از فشارهای ترکیبی به گزینه‌های پرهزینه‌تر از جمله عملیات زمینی باشد. در همین حال، در سطح ژئوپلیتیک، تحلیلگران به یک روند مهم‌تر اشاره می‌کنند: تلاش برای بازتعریف مسیرهای وابستگی انرژی جهان. در این چارچوب، هرگونه اختلال یا بازتعریف در کارکرد تنگه هرمز، نه صرفاً یک رخداد منطقه‌ای، بلکه عاملی تعیین‌کننده در بازتوزیع وابستگی انرژی میان اروپا، شرق آسیا و منابع جایگزین—به‌ویژه در آمریکای شمالی—تلقی می‌شود. 🔸در چنین فضایی، «مدیریت تنگه هرمز» از یک موضوع عملیاتی به یک ابزار سیاستی با کارکردهای چندلایه تبدیل می‌شود. بسته‌شدن کامل این گذرگاه، می‌تواند به‌عنوان یک شوک سیستماتیک، ساختار بازار انرژی و زنجیره‌های تأمین جهانی را دچار تغییرات بنیادین کند و به‌طور بالقوه، وابستگی بازیگران بزرگ اقتصادی را به مسیرها و تأمین‌کنندگان جدید افزایش دهد. از سوی دیگر، باز نگه داشتن مسیر عبور نفتکش‌ها، به حفظ وضعیت موجود و تداوم الگوهای وابستگی پیشین می‌انجامد. این دوگانه، نشان می‌دهد که تصمیم‌گیری در این حوزه، نه صرفاً تابع ملاحظات نظامی، بلکه در پیوندی تنگاتنگ با محاسبات اقتصادی و مالی جهانی قرار دارد. 🔸از منظر حکمرانی راهبردی، آنچه اهمیت دارد، درک این نکته است که ابزارهای ژئوپلیتیک امروز، کارکردی فراتر از حوزه خود یافته‌اند و به اهرم‌هایی برای اثرگذاری بر نظام مالی جهانی—از جمله بازار بدهی‌ها، جریان سرمایه و حتی ثبات ارزی—تبدیل شده‌اند. در این چارچوب، کشورهایی که بتوانند میان «کنترل گلوگاه‌های ژئوپلیتیک» و «مدیریت پیامدهای اقتصادی آن» توازن برقرار کنند، از ظرفیت بالاتری برای شکل‌دهی به نتایج نهایی برخوردار خواهند بود. 🔸همچنین، نباید از نظر دور داشت که در کنار تنگه هرمز، سایر گلوگاه‌های راهبردی مانند باب‌المندب نیز در معادله حضور دارند و می‌توانند به‌عنوان اهرم‌های مکمل در تنظیم موازنه‌ها ایفای نقش کنند. این تعدد ابزارها، به بازیگران منطقه‌ای امکان می‌دهد تا با انعطاف‌پذیری بیشتری در «طراحی صحنه بازی» عمل کنند و از ورود به سناریوهای پرهزینه اجتناب نمایند. 🔸در نهایت، آنچه از این تحولات قابل استنباط است، ضرورت عبور از تحلیل‌های خطی و حرکت به سمت درک «چندلایه و شبکه‌ای» از تحولات است. در چنین چارچوبی، قضاوت درباره عملکرد بازیگران، نیازمند در نظر گرفتن هم‌زمان ابعاد نظامی، اقتصادی، انرژی و ادراکی است. از منظر سیاست‌گذاری، این امر به معنای تقویت ظرفیت‌های تحلیل راهبردی، پرهیز از واکنش‌های هیجانی و اتکا به رویکردهای مبتنی بر سناریونویسی و آینده‌پژوهی است. 🔸در این میان، سرمایه اصلی هر نظام حکمرانی، «اعتماد عمومی» و «انسجام درونی» در مواجهه با بحران‌هاست. حفظ این سرمایه، مستلزم روایت‌سازی دقیق، شفافیت نسبی در تبیین شرایط و پرهیز از دوگانه‌سازی‌های ساده‌انگارانه است. تنها در چنین بستری است که می‌توان پیچیده‌ترین بازی‌های ژئوپلیتیک را با حداقل هزینه و حداکثر دستاورد مدیریت کرد. 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @MasafThinkTank1
✍ بازخوانی یک موج تمدنی؛ ایران در افق جدید حکمرانی فرهنگی شرق آسیا 🔻گزارش اخیر شبکه خبری سی‌ان‌ان درباره افزایش قابل توجه علاقه شهروندان چینی به تاریخ و فرهنگ ایران، صرفاً یک رویداد فرهنگی یا رسانه‌ای نیست، بلکه می‌تواند در چارچوب «تحولات نوظهور در حکمرانی فرهنگی و قدرت نرم در نظام بین‌الملل» مورد تحلیل قرار گیرد. بر اساس این گزارش، نمایشگاهی شامل ۱۵۰ اثر باستانی ایرانی در شهر «خوخ‌خوت» چین با استقبال گسترده مواجه شده و تا شهرهای دیگر این کشور نیز در حال گسترش است؛ پدیده‌ای که از منظر سیاست‌گذاری فرهنگی، واجد دلالت‌های راهبردی قابل توجه است. 🔸در سطح حکمرانی، آنچه اهمیت دارد صرفاً «نمایش آثار تاریخی» نیست، بلکه نحوه تبدیل میراث فرهنگی به یک «زیرساخت ارتباطی-ادراکی» میان ملت‌هاست. در این چارچوب، افزایش توجه جامعه شهری چین به ایران، را می‌توان نشانه‌ای از فعال شدن یک مسیر جدید در دیپلماسی فرهنگی غیررسمی دانست؛ مسیری که نه از طریق دولت‌ها، بلکه از طریق افکار عمومی، نخبگان فرهنگی و شبکه‌های مصرف رسانه‌ای شکل می‌گیرد. 🔸نکته مهم در این گزارش، پیوند میان «ادراک فرهنگی» و «ادراک سیاسی» است. برخی تحلیلگران چینی، این هم‌گرایی را صرفاً هنری یا تاریخی نمی‌دانند، بلکه آن را در سطحی کلان‌تر، به اشتراک تجربه‌های تمدنی و مواجهه‌های تاریخی با قدرت‌های جهانی مرتبط می‌سازند. این امر نشان می‌دهد که در نظام جدید حکمرانی جهانی، مرز میان فرهنگ و سیاست به‌شدت سیال شده و مفاهیمی مانند هویت تمدنی، به بخشی از معادلات قدرت تبدیل شده‌اند. 🔸از منظر حکمرانی فرهنگی، این وضعیت یک فرصت راهبردی برای ایران ایجاد می‌کند: تبدیل «میراث تمدنی» از یک دارایی ایستا به یک ابزار فعال در دیپلماسی عمومی و تعاملات بین‌المللی. افزایش فروش کتاب‌های مرتبط با ایران، رشد مصرف محتوای تصویری درباره ایران باستان، و استقبال از نمایشگاه‌های فرهنگی، همگی نشان‌دهنده شکل‌گیری یک «بازار ادراکی جدید» هستند که در آن ایران نه صرفاً به‌عنوان یک واحد جغرافیایی، بلکه به‌عنوان یک «برند تمدنی» در حال بازتعریف است. 🔸در این میان، نقش حکمرانی هوشمند فرهنگی در کشور، تعیین‌کننده است. اگر این موج صرفاً به‌عنوان یک پدیده رسانه‌ای مقطعی تلقی شود، ظرفیت آن در سطح تاکتیکی باقی خواهد ماند؛ اما اگر در قالب سیاست‌گذاری منسجم در حوزه گردشگری فرهنگی، دیپلماسی عمومی و صادرات فرهنگی مدیریت شود، می‌تواند به یک مزیت پایدار در تعاملات ایران با شرق آسیا تبدیل گردد. 🔸از منظر اندیشکده‌ای، این تحولات نشان می‌دهد که در نظام بین‌الملل معاصر، قدرت صرفاً در ابزارهای سخت نظامی یا اقتصادی خلاصه نمی‌شود، بلکه «توان روایت‌سازی فرهنگی» و «مدیریت ادراک جهانی» به یکی از ارکان اصلی حکمرانی تبدیل شده است. در این چارچوب، ایران با برخورداری از یکی از غنی‌ترین ذخایر تمدنی جهان، در صورت طراحی سیاست‌های منسجم، می‌تواند جایگاه خود را در معماری جدید قدرت نرم جهانی بازتعریف کند. 🔸در نهایت، آنچه در تجربه اخیر چین و ایران قابل مشاهده است، نه صرفاً یک علاقه فرهنگی، بلکه نشانه‌ای از شکل‌گیری یک «نظم ادراکی جدید» در روابط بین‌الملل است؛ نظمی که در آن ملت‌ها بیش از دولت‌ها، و روایت‌ها بیش از ابزارهای سخت، نقش‌آفرین خواهند بود. این نقطه، دقیقاً همان جایی است که حکمرانی فرهنگی از یک حوزه حاشیه‌ای به یک میدان مرکزی در سیاست‌گذاری ملی و بین‌المللی تبدیل می‌شود. 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @MasafThinkTank1
آغاز پویش «نجات معیشت»؛ مطالبه‌ای برای بازطراحی سیاست ارزی کشور در واکنش به تشدید فشارهای اقتصادی بر خانوارها، پویشی مردمی با محوریت اصلاح سیاست‌های کلان ارزی آغاز شده است. در این بیانیه، با تأکید بر نقش سیاست‌های ارزی در تضعیف قدرت خرید، از لزوم تغییر رویکردهای موجود به‌منظور تقویت پول ملی، مهار تورم و حمایت از معیشت مردم سخن گفته شده است. در متن پویش، برخی سیاست‌های سال‌های اخیر از جمله «شناورسازی مدیریت‌شده نرخ ارز»، ضعف در بازگشت ارز صادراتی و «دلاری‌سازی قیمت‌ها در بازار داخلی» به‌عنوان عوامل اصلی فشار بر اقتصاد خانوار معرفی شده‌اند. 📌 مطالبات کلیدی این پویش: * حرکت به‌سمت تثبیت نرخ ارز برای ایجاد ثبات اقتصادی * جلوگیری از قیمت‌گذاری دلاری کالاهای داخلی مبتنی بر منابع عمومی * الزام به بازگشت کامل ارز حاصل از صادرات به چرخه اقتصادی کشور 📌 تحلیل اندیشکده حکمرانی مصاف این پویش را می‌توان نشانه‌ای از «فعال‌شدن سطح اجتماعی در سیاست‌گذاری اقتصادی» دانست؛ جایی که مطالبات مردمی در حال تبدیل شدن به فشار برای بازنگری در پارادایم سیاست ارزی است. اما در سطح سیاست‌پژوهی، موضوع پیچیده‌تر از یک دوگانه ساده «شناورسازی یا تثبیت» است: 🔶 ۱. مسأله اصلی: نبود رژیم ارزی منسجم اقتصاد ایران در سال‌های اخیر نه یک نظام شناور واقعی داشته و نه یک نظام تثبیت‌شده پایدار؛ بلکه نوعی «چندنرخی و مداخله‌ای» که خود منبع رانت، بی‌ثباتی و نااطمینانی شده است. 🔶 ۲. تثبیت نرخ ارز؛ فرصت یا تهدید؟ تثبیت نرخ ارز در کوتاه‌مدت می‌تواند به کاهش انتظارات تورمی کمک کند، اما در صورت نبود پشتوانه‌هایی مانند: * ذخایر ارزی کافی * انضباط مالی دولت * کنترل نقدینگی می‌تواند به بحران‌های شدیدتر (مانند جهش‌های ناگهانی ارزی) منجر شود. 🔶 ۳. بازگشت ارز صادراتی؛ ضرورت با چالش اجرایی الزام به بازگشت ارز، در صورت طراحی دقیق، می‌تواند به تقویت عرضه ارز کمک کند؛ اما سیاست‌های سخت‌گیرانه بدون مشوق، ممکن است به کاهش انگیزه صادرات یا گسترش بازارهای غیررسمی منجر شود. 🔶 ۴. دلاری‌سازی اقتصاد؛ ریشه در ساختار تورمی قیمت‌گذاری دلاری صرفاً یک انتخاب نیست، بلکه واکنشی به بی‌ثباتی پول ملی و تورم مزمن است. بدون اصلاح این ریشه‌ها، حذف ظاهری آن پایدار نخواهد بود. 📌 دلالت‌های راهبردی برای سیاست‌گذاری اندیشکده حکمرانی مصاف بر این باور است که اصلاح سیاست ارزی نیازمند یک بسته جامع است، نه اقدامات تک‌بعدی: 🔻 طراحی یک رژیم ارزی ترکیبی و هوشمند (Managed Stability) 🔻 هم‌راستاسازی سیاست ارزی با سیاست پولی و مالی 🔻 ایجاد شفافیت و حذف رانت‌های ارزی 🔻 تقویت تولید و صادرات به‌عنوان پشتوانه واقعی پول ملی این پویش، بازتاب یک واقعیت مهم است: «معیشت مردم به نقطه حساس سیاست‌گذاری تبدیل شده است.» اما پاسخ به این مطالبه، نیازمند عبور از راه‌حل‌های ساده و حرکت به‌سمت اصلاحات ساختاری، تدریجی و مبتنی بر واقعیت‌های اقتصاد ایران است. در غیر این صورت، هر سیاست ارزی—even با نیت حمایت از مردم—می‌تواند به نتایج معکوس منجر شود. 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @MasafThinkTank1
✍ خسارت ۹ هزار میلیارد تومانی به کشاورزی شوشتر و گتوند؛ آغاز بسته حمایتی و بازسازی 🔻در پی وقوع تگرگ و سیلاب‌های اخیر در استان خوزستان، ارزیابی‌های میدانی نشان می‌دهد بخش گسترده‌ای از اراضی کشاورزی در شهرستان‌های شوشتر و گتوند دچار آسیب جدی شده‌اند. ▫️بر اساس گزارش‌های رسمی، حدود ۴۸ هزار هکتار از اراضی کشاورزی آسیب دیده و میزان خسارت واردشده در مرحله اولیه، حدود ۹ هزار میلیارد تومان برآورد شده است؛ رقمی که نشان‌دهنده شدت بحران در بخش تولید کشاورزی این منطقه است. ▫️در واکنش به این وضعیت، مجموعه‌ای از اقدامات حمایتی در دستور کار قرار گرفته است؛ از جمله امهال تسهیلات بانکی کشاورزان، ارائه وام‌های کم‌بهره برای جبران خسارت، تأمین نقدینگی برای گلخانه‌داران و حمایت از استمرار تولید. همچنین مقرر شده است برای هر هکتار زمین آسیب‌دیده، بسته‌های تسهیلاتی متناسب با نوع کشت (گندم، صیفی‌جات و گلخانه) تعریف و پرداخت شود. ▫️در کنار حمایت‌های مالی، اقداماتی مانند لایروبی انهار، تقویت زیرساخت‌های آبیاری و بخشودگی آب‌بها برای اراضی تخریب‌شده نیز در دستور کار قرار گرفته تا از تکرار خسارات مشابه در آینده جلوگیری شود. 📌 این رویداد بار دیگر نشان می‌دهد که در حکمرانی کشاورزی، مدیریت بحران‌های اقلیمی و طراحی سازوکارهای بیمه و حمایت مالی، نقشی کلیدی در پایداری امنیت غذایی و تاب‌آوری اقتصادی مناطق روستایی دارد. 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @MasafThinkTank1
✍ خلیج فارس در آستانه بازتعریف راهبردی | از ژئوپلیتیک مقاومت تا حکمرانی منطقه‌ای نوین 🔻پیام صادرشده از سوی رهبر معظم انقلاب به مناسبت روز ملی خلیج فارس را باید فراتر از یک بیانیه مناسبتی تلقی کرد؛ این متن، در واقع یک «بیانیه جهت‌گیری راهبردی» در سطح کلان حکمرانی است که تلاش دارد نسبت ایران با محیط ژئوپلیتیکی خود را در دوره پسابحران بازتعریف کند. در این چارچوب، تنگه هرمز نه صرفاً یک گلوگاه انرژی، بلکه یک «اهرم حکمرانی» و ابزار تنظیم‌گر نظم منطقه‌ای معرفی می‌شود. این روایت، بر سه گزاره کلیدی استوار است: نخست، تبدیل خلیج فارس از یک «میدان رقابت قدرت‌های فرامنطقه‌ای» به «حوزه حکمرانی درون‌منطقه‌ای»؛ دوم، تثبیت نقش ایران به‌عنوان بازیگر محوری در تأمین امنیت و مدیریت این پهنه؛ و سوم، پیوند زدن امنیت منطقه با حذف یا کاهش حضور نیروهای خارجی. در سطح سیاست‌پژوهی، این پیام را می‌توان نشانه‌ای از تلاش برای گذار از «ژئوپلیتیک مقاومت» به «ژئوپلیتیک حکمرانی» دانست؛ گذاری که در آن، قدرت صرفاً در بازدارندگی نظامی خلاصه نمی‌شود، بلکه به توانایی در طراحی قواعد بازی، تنظیم مناسبات منطقه‌ای و تولید نظم پایدار ارتقا می‌یابد. 🔶 در این چارچوب، چند لایه تحلیلی قابل استخراج است: 1. خلیج فارس به‌عنوان پلتفرم حکمرانی چندبعدی خلیج فارس در این نگاه، یک «دارایی ترکیبی» است که همزمان کارکردهای امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و تمدنی دارد. سیاست‌گذاری موفق، مستلزم یکپارچه‌سازی این ابعاد در قالب یک مدل حکمرانی شبکه‌ای است. 2. تنگه هرمز؛ از گلوگاه به ابزار تنظیم‌گری تنگه هرمز در حال تبدیل شدن به یک «رگولاتور ژئوپلیتیکی» است؛ به این معنا که مدیریت هوشمند آن می‌تواند نه‌تنها امنیت، بلکه جریان تجارت، انرژی و حتی تعاملات سیاسی منطقه را تنظیم کند. 3. شکل‌گیری نظم امنیتی بومی تأکید بر ناکارآمدی حضور خارجی، به معنای حرکت به سمت یک «رژیم امنیتی منطقه‌ای» است که در آن کشورهای ساحلی، خود مسئول تأمین امنیت جمعی خواهند بود. این الگو، در صورت تحقق، می‌تواند وابستگی تاریخی منطقه به بازیگران بیرونی را کاهش دهد. 4. پیوند امنیت با اقتصاد و گردشگری در این پیام، یک دلالت مهم مغفول‌نماندنی وجود دارد: امنیت پایدار، پیش‌نیاز فعال‌سازی ظرفیت‌های اقتصادی—به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند گردشگری دریایی، لجستیک و تجارت منطقه‌ای است. به‌عبارت دیگر، «امنیت» به‌عنوان زیرساخت توسعه بازتعریف می‌شود. 📌 دلالت‌های سیاستی (Policy Implications) بر اساس این چارچوب، چند مسیر راهبردی برای سیاست‌گذاری قابل پیشنهاد است: 🔻 طراحی مدل حکمرانی یکپارچه خلیج فارس ایجاد سازوکارهای نهادی برای هماهنگی میان امنیت، اقتصاد، فرهنگ و گردشگری در سطح ملی و منطقه‌ای 🔻 نهادسازی برای دیپلماسی منطقه‌ای حرکت به سمت ایجاد ترتیبات چندجانبه میان کشورهای ساحلی برای مدیریت مشترک خلیج فارس 🔻 تبدیل مزیت ژئوپلیتیک به مزیت ژئواکونومیک بهره‌برداری از موقعیت تنگه هرمز برای توسعه زنجیره‌های ارزش اقتصادی، حمل‌ونقل و گردشگری 🔻 سرمایه‌گذاری در قدرت نرم منطقه‌ای استفاده از میراث فرهنگی، هویت مشترک و ظرفیت‌های گردشگری برای تقویت همگرایی منطقه‌ای آنچه در این پیام ترسیم شده، صرفاً یک روایت سیاسی نیست، بلکه نشانه‌ای از تلاش برای بازتعریف نقش ایران از یک بازیگر مقاوم به یک معمار نظم منطقه‌ای است. موفقیت این گذار، وابسته به آن است که آیا این چارچوب مفهومی می‌تواند به سیاست‌های اجرایی، نهادهای پایدار و همکاری‌های منطقه‌ای واقعی ترجمه شود یا خیر. در صورت تحقق، خلیج فارس می‌تواند از یک «میدان تنش» به یک «پلتفرم همکاری و توسعه» تبدیل شود؛ تغییری که پیامدهای آن، نه‌تنها برای ایران، بلکه برای کل منطقه و حتی نظام بین‌الملل قابل توجه خواهد بود. 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @MasafThinkTank1