Ma safe place`
برای این کادو عه بود که گفتم....پول بی زبونو زدم، که خیالم راحت باشه از بابت موجودی و افزایش قیمت ها
این تموم شه یه نفس راحت میکشم-
غلط کردم پارت nام*
یک نمونه بخوام از تاثیراتی که کنکور روم گذاشت بگم، مخصوصا طی چند ماه اخیر اینکه به شدت عکس کم میگیرم دیگه..اینجوریه که یا وقت نمیکنم یا جایی نمیرم و کاری نمیکنم یا انقدر تایم اون اتفاق کمه که اصلا یادمنمیوفته..و من ناراحتم از این موضوع-
Ma safe place`
امروز در آبی ترین حالت ممکن به سر میبرم-
مثلا همین امروز...گفتم یدونه عکس بگیرم لاقل، هی میومد تو ذهنم بعد خیلی جدی انگار در لحظه مشغله های دیگه جاشو میگرفت و یادم میرفت به کل
رسما فقط دیگه میرسم شب بخیر بگم😭😂
اونم واسه اینکه یه روز کامل خالی نمونه-🚶♀
فشار این سختی ها و روزا انقدر زیاده که اصلا نمیتونی با کلمات بعدا یه روزی بیانشون کنی...امروز خواستم به یکی از اون هفته های اول جنگ و شروع برنانه های مطالعاتی مون بگم که چقدرر پدرم دراومد تا بتونم یکم خودمو بیارم رو روال و یه جا پیدا کنم بشه درس خوند و اینا تهش دیدم انگار هیچ جوره نمی تونم اون حجم فشاری که روم بود رو بگم، تهش طرف گفت خب خوش بحالت فلان...ولی من عمیقا اون روزا رو جز بدترین روزای زندگیم به حساب میارم!
تو اون تقریبا چهل روز، یسری اتفاقا میوفتاد، خب بالاخره با فامیل بودی گه گاهی خوش میگذشت و بابام میگفت خوبه خاطره میشه اینم و من در لحظه اینجوری بودم که چه خاطره ای واقعا؟ دارم کذایی ترین روزای عمرم رو میگذرونم، کدوم خاطره...
Ma safe place`
تو اون تقریبا چهل روز، یسری اتفاقا میوفتاد، خب بالاخره با فامیل بودی گه گاهی خوش میگذشت و بابام میگ
و خب باور دارم اینو کمتر کسی درک می کنه..حداقل نه، اگه کنکوری نیستی تو این شرایط🚶♀