『 اٰتــاٰق ☠︎ اٰعــتــرٰاٰف 』 🕸️👁️☠︎ 『 رٰاٰزِ بــیپــرٰدٰهٰ 🎭 @MaskOfTruth
من مسیحی بودم و آن زمان هیچ علاقهای به امام حسین نداشتم. حتی وقتی اسمش را میشنیدم، برایم مثل نام یک شخصیت دور در تاریخ بود؛ کسی که هیچ ارتباطی با زندگی و قلب من نداشت. هیچوقت فکر نمیکردم روزی برسد که با شنیدن نام امام حسین، اشک از چشمانم جاری شود و قلبم اینطور بلرزد.
@MaskOfTruth
『 اٰتــاٰق ☠︎ اٰعــتــرٰاٰف 』 🕸️ 👁️ ☠︎
『 اٰتــاٰق ☠︎ اٰعــتــرٰاٰف 』 🕸️👁️☠︎ 『 رٰاٰزِ بــیپــرٰدٰهٰ 🎭 @MaskOfTruth من مسیحی بودم و آن زمان
ادامش....
تا اینکه یک روز، اتفاقی مقتل امام حسین را برای اولینبار گوش کردم. نمیدانم چه چیزی باعث شد تا آخرش بمانم و گوش بدهم. در ابتدا فقط میخواستم بدانم چه اتفاقی افتاده و چرا میلیونها نفر برای او گریه میکنند. اما هرچه بیشتر گوش میدادم، احساس عجیبی درونم به وجود میآمد.
کمکم دلم سنگین شد. انگار حرفهایی که میشنیدم فقط وارد گوشم نمیشدند، بلکه مستقیم به قلبم میرسیدند. برای اولینبار با تمام وجودم به مظلومیت امام حسین فکر کردم. به ایستادگیاش، به تنهاییاش و به تمام رنجهایی که در راه باور و حقیقت تحمل کرد.
ناگهان دیدم اشک از چشمانم جاری شده است.
خودم هم تعجب کرده بودم. منی که قبلاً هیچ علاقهای به امام حسین نداشتم، حالا برایش گریه میکردم. اشکهایم را پاک میکردم، اما باز هم میآمدند. در همان لحظه احساس کردم اتفاقی در قلبم افتاده؛ انگار دری که سالها بسته بود، آرامآرام باز شده بود. نمیتوانستم دقیق توضیح بدهم چه حسی است، فقط میدانستم دیگر مثل قبل نیستم.
از آن روز به بعد، ذهنم مدام درگیر امام حسین و خاندان پیامبر بود. بیشتر درباره اهلبیت میخواندم، بیشتر گوش میدادم و بیشتر سؤال میکردم. هرچه بیشتر آنها را میشناختم، علاقهام هم بیشتر میشد. دیگر آن علاقه فقط یک حس گذرا نبود؛ روزبهروز عمیقتر میشد و جای خودش را در قلبم محکمتر میکرد.
گاهی با خودم فکر میکردم: «چطور ممکن است کسی که زمانی هیچ حسی نسبت به امام حسین نداشت، حالا با شنیدن نامش دلش بلرزد؟»
اما شاید بعضی اتفاقها را نمیشود با کلمات توضیح داد. شاید خداوند گاهی قلب انسان را به شکلی لمس میکند که خود انسان هم نمیفهمد از کجا شروع شد.
برای من همهچیز از همان یک روز شروع شد؛ از روزی که برای اولینبار مقتل امام حسین را گوش کردم و برایش گریه کردم. همان روزی که انگار چیزی وارد قلبم شد و دیگر اجازه نداد مثل قبل باشم.
از آن روز، علاقهام به اهلبیت کمکم بیشتر و بیشتر شد. هرچه زمان گذشت، بیشتر احساس کردم که دلم به آنها نزدیک شده است. مسیری که شاید هیچوقت تصور نمیکردم واردش شوم، اما قدمبهقدم مرا تغییر داد.
و حالا وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم شاید همهچیز از یک اشک شروع شد؛ یک اشک برای امام حسین… اشکی که مسیر قلبم را برای همیشه تغییر داد.
@MaskOfTruth
بچه ها امروز بنا به دلایلی چالش نداریم🧸
فردا براتون ۴ تا چالش میزارم
پس با وفا باشید و ترک نکنید
اگه هم امروز فعلایتم کم بوده چون نت نداشتم...😁