『 اٰتــاٰق ☠︎ اٰعــتــرٰاٰف 』 🕸️👁️☠︎
『 رٰاٰزِ بــیپــرٰدٰهٰ 🎭 @MaskOfTruth 』
من دختر تنهایی هستم پدرم وقتی خیلی کوچیک بودم فوت کرده بود و از همون بچگی همیشه جای خالی پدر رو توی زندگیم حس میکردم مادرم همیشه میگفت پدرت فوت کرده و منم هیچوقت به حرفش شک نکرده بودم و باور داشتم همون مردی که عکسش توی خونه بود و اسمش روی قبرش نوشته شده پدر واقعی منه
@MaskOfTruth
『 اٰتــاٰق ☠︎ اٰعــتــرٰاٰف 』 🕸️ 👁️ ☠︎
『 اٰتــاٰق ☠︎ اٰعــتــرٰاٰف 』 🕸️👁️☠︎ 『 رٰاٰزِ بــیپــرٰدٰهٰ 🎭 @MaskOfTruth 』 من دختر تنهایی هستم پد
ادامش....
سالها گذشت و من بزرگتر شدم مادرم با آقایی به اسم حسین خیلی صمیمی بود من اولش فکر میکردم فقط دوست قدیمی مادرم هست و هیچوقت چیز عجیبی به ذهنم نرسیده بود
تا اینکه یک روز حسین حرفی زد که تمام زندگیم رو زیر و رو کرد
بهم گفت من پدر واقعی تو هستم
برای چند لحظه فقط نگاهش کردم و باورم نمیشد چی شنیدم بهش گفتم پدر من فوت کرده من خودم قبرش رو دیدم اسمش هم روی سنگ قبر نوشته شده
اما حسین گفت اون مردی که فکر میکنی پدرته پدر واقعی تو نیست اون شوهر مادرت بود و دو سال پیش فوت کرده
گیج شده بودم و اصلا نمیفهمیدم چی میگه گفتم یعنی چی پس من بیست سالمه و تو میگی اون دو سال پیش فوت کرده چطور میتونه پدر من نباشه
حسین گفت تو اشتباه متوجه شدی اون مرد سالها قبل از به دنیا اومدن تو فوت کرده بود اما چند سال پیش هم یک نفر دیگه که شوهر مادرت بود فوت کرد تو همیشه فکر میکردی اون پدر واقعی تو بوده اما حقیقت اینه که پدر واقعی تو منم
گفتم پس چرا این همه سال هیچکس چیزی بهم نگفت چرا باید من تمام زندگیم فکر میکردم پدرم یک نفر دیگه است
حسین گفت چون مادرت نمیخواست حقیقت رو بدونی اما حالا دیگه وقتش رسیده که همه چیز رو بفهمی
اون لحظه انگار تمام خاطراتم جلوی چشمم خراب شد به عکسها نگاه میکردم به قبر نگاه میکردم و فقط یک سوال توی ذهنم بود
پس پدر واقعی من کیه
و چرا باید بیست سال تمام از من پنهانش میکردند