از یجا به بعد انقدر بی اعتماد میشی که دیگه تمایل نداری به باور کردن کسی حتی نزدیکترین آدمای زندگیت و دقیقا همونجاست که قدرِ " تنها بودن" رو میدونی.
آدما درست نمیشن؛
هنوزم همون موجودات زنده ای هستن که اعتماد کردن بهشون فوق العاده سخته ، خوب بلدن چجوری بقیه رو گول بزنن و استاد سو استفاده کردن از بقیه ان! خیلی خوب میتونن فیلم بازی کنن و مظلوم نمایی کنن! کمک کردن واسشون بی معناست و هیچی جز پول رو نمیبینن!
خداحافظی نکن …
خداحافظی یعنی رفتن
و رفتن یعنی در نهایت فراموش کردن …
خداحافظی نکن لطفا!
دقیقا نمیدونم از کِی شروع شد،اما دیگه خیلی وقته نمیتونم ادمارو تحمل کنم.
نمیتونم وایسم و صبر کنم تا بهم ثابت بشه که شاید این یکی فرق داشته باشه با بقیه.فقط به تهش فکر میکنم.اینکه من یه آدم خسته کننده و زَده کننده ام.و خب اون طرف مقابلم هرچقدرم خوب باشه خسته میشه و میره.
و من دیگه سرم برای ریزش آوار بعدی جا نداره.
در روانشناسی یک اصطلاحی هست به اسم فیلوفوبیا" به حالتی گفته میشه که فرد از اینکه بخواد عاشق بشه میترسه و سعی میکنه در چنین موقعیتهایی قرار نگیره.