وقتی بچه بودم میترسیدم تنها بشم وقتی کسی حرف مردن میزد میرفتم بغلش میکردم گریه میکردم میگفتم تو حق نداری بمیری
اما وقتی از همون بچگی تک تک کسایی که دوسشون داشتم مردن دیگه برام اهمیت نداش کی بره کی بمونه دیگه برای رفتن کسی گریه نمیکردم وایمسادم رفتنشونو نگاه میکردم
گاهی هم دوست داشتن ها
آن طوری که میخواهیم، نیست!
نه از دیوانگی خبری هست
و نه از خنده های بلند
نه از سورپرایزهای شیک ...
لابه لای ژست های مردانه و زنانه
رنگ مسئولیت گرفتند...
اما این دوست داشتن ها
جنسش مرگ ندارد...
از همان هایی که صاحبانشان
به پای هم پیر می شوند
نه از هم سیر... 🖤 ›
بعضیامون
یه نفر رو دوست داریم که
احتمال ِرسیدنمون بهش کمه ولی بازم
ادامه میدیم تا جایی که خاک بغلمون کنه.
بعضیوقتا
دلممیخواد انقدر گریهکنم که اشکام خشک شن!
بعضیوقتاهم
دلممیخواد انقدر بخندم که دلم دردبگیره!
حیران ایستاده کنارِ اتاقک تلفن ؛
سکهای در دست،
قلبی پر از حرف،
و شمارهای که از یاد رفته! :)
به حوالی عشق که رسیدی ؛
دل دل نکن !
بگو "دوستت دارم"
این تنها بلای قشنگیست که
به سرت خواهد آمد