گمان میبرم
نام دیگر تو باران است
و نام دیگر من... تهران
چرا که خوب میشود
هوای من
هرگاه که میآیی!
ذهنم یه جوریه که آخرین حرفای آدما رو فراموش میکنه و فقط جاش میمونه
حتی مغزم دیگه رد داده و تحمل چیزیرو نداره.
قصہنیستم کہ بگویۍ،
نغمہنیستم کہ بخوانے؛
صدانیستم کہ بشنوے!
یا چیزی چنـان کہ ببینی؛
یا چیزی چنـان کہ بدانی.
من درد مشترکم….
مࢪا فریاد کن! 🖤➿