eitaa logo
مسکوت
1.4هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
161 ویدیو
2 فایل
رنج تنهاست رنجور تنهاتر.
مشاهده در ایتا
دانلود
اگه فکر کردید میتونین با ال استار مخ منو بزنین ، تبریک میگم درست حدس زدید .[فقط ال استار تیره که روش گلدوزی داره]
ـوگاهۍ فقط‌خودٺ‌میـدانۍ چقدر،ویرآنہ‌‌اے چقدر،غیرقابݪ‌احیا وچقـدرسوت‌وڪوࢪ ‌🖤-
زیرسقفِ‌شهر،‌در‌پیِ‌توام!
پرسید -چه رنگی دوست داری راستی؟! خواستم بنویسم آبی ولی یاد پیراهنای خاکستری و طوسیش افتادم که خیلی بهش میان، فکرم رفت پیش قهوه ای خوش رنگِ چشماش، شبِ موهاش، دل آبیِ دریاش، سبزی لبخندش، عسل شیرین لباش، طعم پرتقالی صداش، یک رنگیش، حجب و حیاش... با تردید نوشتم: -نمی‌دونم! شکلک تعجب فرستاد -مگه می‌شه؟! نوشتم ولی نفرستادم -اگه دلبر تو باشی، آره دورت بگردم... اینم می‌شه!‌‌ 〈💙☁️〉
رقصیدنِ‌خودکار، ‌روی‌ِ‌کاغذ، بوی‌خاطراتِ‌تلخ، برروی‌برگه‌ی‌سفید‌ِ‌روزگار! ⋅⋅📰✍🏼⋅⋅
من‌مرگ‌رابه‌آغوش‌گرفتم؛ همان‌قدرمحکم همان‌قدردلتنگ...! 🖤✉️›
عشق آن است كه؛ هزار بار دوستت داشته باشم و هربار حس کنم، اولين بارى است كه دوست دارم! (♥️📻"
-خوبی؟! +خوبم همه این سوالو میپرسن اما هیچکس واقعا نمیخواد بدونه! حتی توی دیوونه 〈💙☁️〉
تک‌تکِ قصه‌های مادربزرگ به حقیقت پیوست. او راست می‌گفت؛ همیشه ‌‌‌‌‌‹یکی بود، یکی نبود› گاهی ‌‌‌‌‌‹رسیدن به هم قسمت نیست› ‌‌‌‌‌‹بالا رفتیم ماست بود، بودنمان راست بود› ‌‌‌‌‌‹پائین آمدیم دوغ بود، «عشق همش دروغ بود...!› نمی‌دانم این روز‌ها را از کجا دیده بودی مادربزرگِ خوبم :) 〈💙☁️〉
هندزفِری‌گِرِه‌گِرِه‌خورده قابِ‌عکسی‌کَج‌و‌تَرَک‌خورده یاشبیهِ‌زنی‌کتک‌خورده وگدایی‌که‌همسرش‌مُرده دَرخیالِ‌حوالیِ‌تجریش...!🌿
مرور خاطرات꞉ توی اشپزخونه ایستاده بودم، به این فکر میکردم چی درست کنم. یهو حضورش رو پشتِ‌سرم حس کردم. برگشتم که پرسید: -چی شده؟ گفتم: -هیچی گفت: -خسته ای! دستی به پشیونیم کشیدم و سمت کابینت رفتم و گفتم: -مهم نیست. اومد و از پشتم بغلم کرد و گفت : -کمکت میکنم. خواستم جوابی بدم که محکم بلندم کرد و منو روی اپن گذاشت. داشتم به حرکاتش نگاه میکردم. از کابینت نایلونِ آرد رو اورد و با یک لیوان شیر روی میز نهارخوریِ اشپزخونه روی اپن گذاشت. درحالی که چندتا تخم مرغ از یخچال میاورد، گفت. -کیک میپزیم؛ تو بگو، من انجام بدم. خندیدم و گفتم -پس برو یه ظرف بیار. اومد سمتم و گفت -یچیزی رو صورتته؛ با تعجب گفتم -چی؟ نزدیک شد و گونم رو بوسید و گفت -هیچی! "♥️🎞"