به جای ‹ همیشه اینجا خواهم ماند › بس بود ك بنویسی ‹ اینجا خواهم ماند › و خودت را با همیشه اسیر نکنی . همیشه هرگز وجود ندارد . به زودی میبینی ك همیشه آنجا نماندهای ؛ آنوقت شاید از خودت بدت بیاید !
گاهی وقتا کسی ك میگه ‹ زیاد سخت نگیر ›
از اون دسته آدمایی نیست ك فکر میکنیم
تو زندگیش هیچ دردی رو تجربه نکرده و
فقط داره یه حرف کلیشهای و مسخره رو
تکرار میکنه !
اونی ك بیخیاله ، آدمِ بی درد و غمی نیست ، شاید تصمیم خودش باشه ك این دو روزِ
باقی مونده از زندگیش رو به جای اشک ریختن ، لبخند زدن رو امتحان کنه . .
هر آدمی تو یه مرحله از زندگیش به حدی میرسه ك خودش متوجه میشه ك بابا ارزش نداره بخدا ؛ این همه حرص خوردن ، این همه غم و غصه ، این همه زندگی نکردن ..
فقط زمانی اینو متوجه میشی ك خودت
تجربش کنی !
همهی ما به این مرحله میرسیم فقط باید
صبر کنیم رفیق :)!
من ..
چمدانت را گرفته بودم موجها را گرفته بودم
هفت و ده دقیقهی غروب را گرفته بودم ؛
تو اما از درون راه افتادی .. !
شاعرها اهل جنگ و دردسر نیستند
خیلی ك از دستت دلخور باشند
روی یك کاغذ مینویسند « تو »
و مچالهاش میکنند ! :)
- یاسر باقرصاد
اولین باری که از خیابون رد میشدم و آرزو میکردم سالم رد بشم
زمانی بود که دست آجیم تو دستام بود
محمد اسداللهیenc_16438895149785570836807.mp3
زمان:
حجم:
9.9M
یکی اینجا تو اتاقش
حرم رفتن خونش کم شده
دلش اون حال و هوای بهشتی رو میخواد
لیاقتش رو داره؟!
لیاقت اون کنج گوشه حرم رو داره!!!
حسین . . . حرم . . . چه جوری دلت میاد نرم؟! =)
ای کاش جای این همه دیوار و سنگ
آیینه بود و آب و کمی پنجره ..
موسیقی سکوت شب و بوی سیب ،
یک قطعه شعر ناب
و کمی پنجره .. 🌱
- قیصرامینپور
غلامحسین ساعدی یه نامهای مینویسه سپتامبر سال ۱۹۸۱ ، انگار داره وضعیت الان رو شرح میده :
‹ همه چیز تعطیل است . رفت و آمد تعطیل است ، دیدار دوستان تعطیل است ، کتاب تعطیل است ، خنده ، خنده واقعی تعطیل است ، گریه هم تعطیل است .
روده درازی چرا ، زندگی تعطیل است ! › 🔐