از کدام آغوش میشود به تو رسید !؟
مرگ ؟
زندگی ؟
خواب ؟
حرفی بزن !
دارم تمام میشوم .. !
او نگفت دوستت دارم اما نامهاش را
اینگونه تمام کرد :
بالهایت را میبوسم پرندۀ قلبم !(= ♥️'✒️
‹ یکی از دلخوشیای کوچیکی ك دارم ؛
نگاه کردن به دیوار سبز همسایمونه !
نمیدونم دقیقا چه وقتی ..
اما گل میده ؛
گلای قرمز بزرگ و این دیوار به هوای گلای قرمز پر از گنجیشک میشه ،
و هلهله گنیجیشکا عصر به عصر عجیب قشنگه ... عصر ك میشه میرم پنجره رو باز میکنم و خیره میشم بهش تا وقتی ك گردنم خسته بشه :)! 💙'✒️ ›
در زندگی لحظاتی پیش میآید که انسان نه کسی را دوست دارد ؛ و نه دلش میخواهد کسی او را دوست داشته باشد !'
- علی محمد افغانی
یه زمانی
بدون اینکه خودت بفهمی یه آدم دیگه ای میشی
بیشتر سکوت میکنی
دیرتر باور میکنی
و کمتر رنج میکشی
احساس سیری میکنم هر آن
از بس که بغض هامو بلعیدم
تنهایی از من آدمی ساخته
که تویِ کابوسم نمیدیدم
بودنت یه چیزی تو مایه های ترکیب نون داغ و هندونه و پنیره ، یا مثلا یچیزی شبیه نمک روی گوجه سبز گاز زده ، مثلِ دونه های برف رو آلبالوهای وصل به شاخه ؛ همینقدر دلنشین ، همینقدر ناب :)! 🔐'🗞