eitaa logo
مسکوت
1.4هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
161 ویدیو
2 فایل
رنج تنهاست رنجور تنهاتر.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از پیشاهنگ
در حدِ توان منتشر کنید . .🚶🏾‍♂ 🖐🏾!
گفت چشمانت را ببند ، بستم ! آرام با آن طنین دلنشین ِ صدایش کنار گوشم زمزمه کرد : ‹‍ دوستت‌دارم › من دیگر نمی‌خواستم چشمانم را باز کنم دنیا با چشمان بسته برایم زیباتر بود !'♥️'📽
مثلِ نگاه‌های عجیب دختر سه ساله از گوشه‌ی اتاق به لب‌های مادرش که پیشانیِ برادر نوزادش را می‌بوسد :⟩!
- کلمات که گریختند ، تنها می‌شود نگاه کرد !
اسم دخترتو بزار ‹ دلوین › به کردی یعنی : رباینده‌ی دل و جان ! کردآ چه اسمایِ قشنگی دارن ! ♥️'📖
مثل ناخونک زدن به بال کبابی داغ از روی منقل ؛ مثل نوری ك وسط یه چرت پاییزی میوفتاد رو صورتم و گرم میشدم ، مثل لم دادن رو کاناپه وقتی تازه انیمیشن خریده بودم ، مثل وقتی ك آخرین تیکه پیتزامو صحیح و سالم از یخچال در آوردم ، مثل اون روزی ك ماشینم دقیقا کنار مکانیکی پنچر شد ، مثل اون لحظه ك از شدت سرما دستامو بهم میمالیدم و یهو شومینه روشن شد ، مثل وقتی ك از مدرسه میومدم و میفهمیدم ناهار ماکارونی داریم ، ك بیدار شدم و دیدم تو بغلم خوابت برده ، مثل تموم لحظاتی ك بخاطرش عمیقا از ته دل خوشحال شدم ؛ دوست دارم ...🍃
• این دل تو نباشی عیسی‌ست که در دست خود انجیل ندارد . . 🔏•
یه جاهایی دیگه خسته نمیشی ، دیگه ناراحت نمیشی ، دیگه به چیزی که ناراحتت کرده ساعت ها فکر نمیکنی ، گاهی اوقات اسمش قوی شدن نیست ، یه جاهایی دیگه وجود نداری ، فقط نگاه میکنی ، یه جاهایی اصن دیگه روح نداری :)! 📻🌱
تنها چیزی که ممکن است الان حالم را بهتر کند این است که به خانه برگشته باشم از آخرین روز مدرسه قبل از عید بوی فرش شسته ‌شده‌ی نمناک بیاید . مامان برای من و وحید لباسهای عید خریده باشد ، شبیهِ هم . کفش‌هایم انقدر نو باشند که بتوانم از جعبه در بیاورم و روی فرش بپوشمش . پیک‌ نوروزی را از کوله‌پشتی‌ام دربیاورم و با ذوق ورق بزنم . بعد کنار تنگ ماهی قرمز دراز بکشم و در حالی که ماهی‌ها را نگاه می‌کنم به عیدی‌هایی که خواهم گرفت فکر کنم . اصلا شاید امسال انقدر عیدی بگیرم که با وحید پول‌هایمان را بگذاریم روی هم و یک آتاری بخریم . آه ای آرزوی بزرگِ دلهای کوچک ! ننه هم یک شماره و ردیف نباشد توی بهشت‌زهرا ، زنده باشد . لباسهایش گل‌گلی باشد . نشسته باشد روی تشکچه‌اش ، کمد چوبیِ کرم‌رنگش بوی صابون بدهد . تلویزیون چهارده اینچمان را روشن کنم و این آهنگ پخش شود که « بهار آمد و شمشادها جوان شده‌اند .. » و انقدر بچه باشم که نفهمم اینجایش که می‌گوید « دوباره آینه‌ها با تو مهربان شده‌اند » یعنی چه !؟ آنقدر بچه باشم که ندانم در زندگی روزهایی هست که آینه‌ها هم با تو نامهربان می‌شوند .. ! - حميد باقرلو
نمی‌دونم داستانش چیه ، ولی خوشحالی آدمایی که دوستشون داری ، حتی از خوشحالی خودتم بیشتر بهت می‌چسبه … !
+وامّا‌ بهشت . . قسمتی‌ا‌زشانہ‌های‌توست 💓