از تو چنان رنجی به من رسیده ،
که هرگز انتظارش را از هیچ
جنبندهای نداشتم ..
حتی امروز فکرت در ذهنم با رنج آمیخته است ، اما با تمام این مرارت ها ،
صورتت برای من هنوز خوشبختیست ؛
خودِ زندگیست .. 🔏.
تو خنکی اونورِ بالشتی ،
چای بعدِ کار ،
سیگارِ نیمه شب ،
اولین بارونِ پاییزی ،
بغل شدن، وسطِ گریه ،
بوی خاک بارونِ خورده ،
شیرینیِ اولین حقوق ،
بوی خوب لباسِ نو ،
بوی یاس ،
عطر گل شقایق ،
رنگین کمونِ بعد بارون . !
تموم چیزایی ك من از دنیا میخوام ؛
تو مجموع احوالات خوبِ جهانی . ♥️🌿
‹ به تو گفتم :
زیاد ، خیلی ، خیلی دوستت دارم ؛
جواب دادی : هرچه این حرف را تکرار کنی ، باز هم میخواهم بشنوم '!
این گفت و گوی کوتاه را ، مدام ، مثل برگردان یك شعر ، مثل تم یك قطعهی موسیقی ، هر لحظه در ذهن خودم تکرار کردم . جواب تو را ، بارها با لهجهی شیرین خودت در ذهنم مرور کردم ! 📖'✒️' ›
- اكنون بعد از اين همه سال ، در قفس باز شده بود و بايد پرواز میكردم .
مانند تيرى ك از چله رها میشود بايد به آسمان میرفتم .
‹ اما كدام آسمان ؟! › 🤍🌱