[سال ها بعد ...
درآستانه ی"چهل سالگی"
بی شک دیگر نه نام "خانوادگیت" را
به یاد می آورم و نه"علایقت"را فقط ممکن است
همان لحظه ای که پسرک جوانم درحال رانندگیست
و اصرار به تکرار همان آهنگ "معروف" قدیمی دارد
برای چند لحظه قلب آرامم به تپش بیافتد!
خنده ی تلخی گوشه ی لبم محو شود
و با زمزمه ی پسرم به
گذشته های دور با "تو" برگردم
فقط برای چند لحظه
با همان آهنگ
"معروف" همیشگی
می شود از عشق سال های دوره
با "تو" جانی تازه گرفت ...]
[آري تو به تنهایي با من صلح کردي ، جنگیدي ،
مرا شکافتي و در نهایت جسد من را سوزاندي ..
عجب لشکریست تن تو به تنهایي ]
[آدمها بعد از 30 سالگی خیلی کمتر به موزیک های جدید گوش میدهند. دوستان جدید انتخاب نمیکنند و بیشتر با آدم ها و دوستان قدیمیشان میمانند. به این تغییرات در روانشناسی "ثابت شدن سلیقه" میگویند]
‹ درد دارد وقتی ساعتها مینشینی
به حرفایی که هیچوقت قرار نیست بگویی
فکر میکنی :)!🔏 ›