احساساتتون رو بیان کنید ، اگه خشم دارید از کسی ، اگه ازش ناراحتید یا اگه دوستش دارید بهش بگید ، هنوز آپشن خوندن ذهن تو آدمیزاد فعال نشده !' (:
سالها بعد ، درمورد انسانها اینجوری نوشته میشه :
‹ شب ك میشد همه خسته ك میشدن دنیا توی ظلمت و سکوت فرو میرفت و همه میخوابیدن اما ، انگاری بعضیا از دردی ك میکشیدن تا صبح به خواب نمیرفتن بعضیا از خاطرهای ك از یه نفر به جا مونده بود تا خود صبح گریه میکردن ، صبح پا میشدن و دوباره به زندگیشون ادامه میدادن ، زندگیای ك خلاصه شده بود توی آدمی ك دیگه نیست .. هیچوقت هم کسی خبر دار نمیشد ك یه وری
از این دنیا یکی داره به خودش میپیچه و با
خودش درگیره . .
هرگز نفهمیدم ك چرا یه سمت از دنیا یکی از ذوق خوابش نمیبرده و یه سمت دیگه از اشکهاش ..
هرگز نفهمیدم ك چرا انسانها تظار به دوستی کردن اما هیچوقت پشت هم نبودن ؛ در صورتی ك همه به هم نیاز داشتن .
چرا انسانها حتی عزیزترین فرد زندگیشون رو پله میکردن واسه رسیدن به آرزوهایِ پوچی ك شاید هیچوقت هم بهش نرسیدن ،
چرا آدما تا داراییشون رو از دست نمیدادن ارزشش رو نمیدونستن و کُل زندگیشون با حسرت و نگاه کردن به گذشته ؛ گذشت .. ! ›
+ میشه اینجوری نگام نکنی !
- چجوری؟
+ اینجوری که چشمات پر از دوست
داشتنه اما خودت بیتفاوتی ! 💜'🍃
رها نشدن از دامِ عشقُ
حسین منزوی چقدر قشنگ گفته :
‹ چشمم به هر کجاست تویی در مقابلم ! (: 🤍 ›