شاعر ِ آمریکایی ، خطاب به عاشقی ك ترکش
کرده بود خودش رو غرق کرد ، و یادداشت
قبلِ خودکشیش : ‹ آنگاه ك من از دنیا رفتهام ، ماه زیبای من آوریل موهای خیس از بارانش را پریشان میکند و تو دلشکسته بر روی پیکر بی جان من خم میشوی ، و من اهمیتی نمیدهم . چرا ك میخوام در آرامش به سر ببرم ، به سان درختان سرسبز . . هنگامی ك قطرات ِ باران شاخه های نازکشان را هم میکنند ، و من ساکت تر و سنگ دل تر از اکنون ِ تو خواهم بود : )!🔓'🔗 ›
- به قول یه ناشناس :
داستانِ من و زیباییِ تو یك خط است ،
‹ بچگی کردم و از لایلجن گل چیدم ›
یکی از معدود آدمایی ك واژهی انسانیت برازندشونه
کسایی هستن ك میدونن ممکنه محبتشون جبران نشه ولی بازم محبت میکنن :))!
در واقع من فریاد میزنم اما کسی صدایم را نمیشنود. به چشمانم نگاه کن! کلمات از دهانم بیرون نمیآیند، چشمانم حرف میزنند.
⸤ پروانه پشت پیله اش حس کرد راهی هست و رفت
شاید به راهِ بسته هم باید امیدی بست و رفت. :) ⸣🦋
؛ به كسانى كه دوستشان داريد بالى براى پرواز، ريشهاى براى برگشتن و دليلى براى ماندن بدهيد...
این آدم ها فکر می کنند شب یعنی تاریک شدن هوا و بس. ساده لوح ها نمی دانند تا تو بودی،جهان روشن بود.نمی دانند تمام رنگدانه های نور،از وجود تو بود.
همین روزها به آن ها می گویم؛می گویم که رفتن تو دنیا را تاریک کرد.
انگشتم را می کشم روی پوست نازک شب؛غلظت شب زیاد شده و احتمال خفگی بسیار.پیش از رفتن تو،کِی شب این قدر غلیظ بود؟
اصلا بگذار این آدم های احمق هر چه می خواهند بگویند؛من که می دانم شب امتداد راهیست که تو رفته ای؛وگرنه این قدر طولانی بودن،دور از انتظار است!
سفر به سلامت لاوای عزیزم! مراقب ستاره هایت باش،نکند گم شان کنی! :)