گفت : وقتی به هوش بیام پیشمی ؟!
گفتم معلومه ك پیشتم . .
گفت : باش ، میترسم . .
به هوش ك اومد ، چشماش خندید از دیدنم ، بعد دوباره خوابید .
‹ اگه نمیخوابید براش تعریف میکردم . .
چقدر وقتی به هوش نبود ،
بیهوش نبودن سخت بود . . )!' 🌱'🗞 ›
± آیا کسی آنقدر دوستت دارد ك از جهان نترسی ؟
ترسیدهای؟ از كه ؟
از جهان ؟ من جهانت . .
از گرسنگی ؟ من گندمت . .
از بیابان ؟ من بارانت . .
از زمان ؟ من كودكیت :)!🍋'💛
گفتم بوسه معشوق طعم چى ميده گفت :
طعم یك خیال در تراس خانهای ك پنجره
هایش به هیچ کجا باز نمیشود :)!💙'🎼
پروانه پشت پیله اش حس کرد راهی هست و رفت
شاید به راهِ بسته هم باید امیدی بست و رفت. :) 🌱
محمود درويش ميگه:
اگر میخواهید بروید، خب بروید، ولی هرگز باز نگردید! لااقل به رفتن وفادار باشید! تا ما هم به فراموش شدنتان عادت کنیم.🌿
باب مارلی میگه: حقیقت این است که هر انسانی تو را خواهد رنجاند.
فقط باید آنهایی را پیدا کنی که ارزش این را داشته باشند که به خاطرشان، رنج بکشی! :) ♥️
خاطره ها؛
گاه و بیگاه میآیند
کنارم می نشینند؛
می خندید؛
گریه می کنند؛
اما پیر نمی شوند . . . !🗞'🌱