مَن بدون تو دقیقا مثل آسمون بی ماه، ساحل بی دریا، خورشید بی نور، تابستون بدون آلبالو، زمستون بی برف میمونم همینقدر ناقص و بی روح.
شدیم یه مشت آدم اهنی که از شدت عشق زیاد، حالا دیگه جز منطق نه چیزی میفهمیم ن چیزی میبینیم
چقدر سخته که یه عاشق دیگه نتونه:)))
تصور کراش یا مکالمه خیالی با اون توی ذهنتون براتون خیلی شیرین تر از مکالمه واقعی با اونه..
وقتی کسی رو از دست میدی، باور اینکه دیگه نیست؛ اینکه از الان هر چیزی بدون او یه شکل دیگهست، ترسناکه. تنها دلخوشی اینه که با خودت همش میگی شاید یه روزی، یه جایی دیدمش. که این هم به نظرم خیلی دردناکه.
:>