میفرماید که..
ای که ره بستی میانِ کوچه ها بر فاطمه ؛
گردنت را میشکست عباس اگر آنجا بود..
مسکوت
<در این جهان پر هیاهو بهر چه آمده اییم>؟
شایدبهر دوست داشتن فاطمه الزهرا آمده اییم
دیگر آن خنده زیبا به لب مولا نیست
همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست
قطره اشکِ علی تا به ته چاه رسید
چاه فهمید که کسی همچو علی تنها نیست :)