تو را در خیالم
نه عاشقانه، نه عاقلانه، و نه حتی عاجزانه! که تو را عادلانه در آغوش میکشم!
عدل مگر نه آن است، که هر چیز سر جای خودش باشد!؟
مسکوت
و من در چشمِ او زیباترین مرد جهان را دیدم و این معجزهی نگاه او بود نه زیباییِ من... و شب بخیر.
سکوت را میپذیرم
اگر بدانم روزی
با تو سخن خواهم گفت...
و شب بخیر.