بعد از مدتها میتونم بگم یکم خوشحالم
خوشحالم از اینکه فکرم واقعیت پیدا کرد
و بالاخره محسن چاوشی رفت سراغ کاظم جان بهمنی
فقط هونجایی که؛
فریدون مشیری میگه . .
آنکہ میگفت:
منم بهر تو غمخوارترین؛
چہ دل آزارترین شد،
چہ دل آزارترین..!
مثلآنچاییکهمیچسبدبهسرمابیشتر،
باهمهگرمیمبادلهایتنهابیشتر!
هیچکسازعشقسوغاتیبهجزدوریندید
هرقدریعقوبتنهاشدزلیخابیشتر!
دردراباجانپذیراییموباغمهاخوشیم،
قالیکرمانکهباشیمیخوریپابیشتر!
چون خيال تو درآيد به دلم رقصکنان
چه خيالات دگر مست درآيد به ميان
سخنم مست و دلم مست و خيالات تو مست
همه بر همدگر افتاده و در هم نگران!