مات شدم
از رفتنت !
هیچ میز ِ شطرنجی هم درمیان نبود
این وسط فقط یک دل بود
که دیگر نیست!
مثل نزار قبانی دلبری کنید و بهش بگید:
'عقل ، عقلِ من است و فکر تویی
قلب ، قلب ِِمن است و نبض تویی'
به همین قشنگی:)
مثل فیلمی که اجازهی اکران
به او نمیدهند ؛
حسرتی عجیب دارم !
کاش میشد
مرا ببینیام . . .
در این جهان زندگی کردن کار خسته کنندهای است؛
هر وقت دور و برت را نگاه میکنی همیشه کسی هست که بخواهد حالت را بگیرد، آن هم بدون هیچ دلیلی...