تنها جملهای که هرروز با خودم تکرار میکنم در هر شرایط و با دیدنِ هرصحنهای اینه که «قضاوت نکن.»
و به نظرم یادگیری این موضوع و به عمل رسوندنش خیلی واسم مفیدتر از یادگیریه چندتا کتابِ درسی یا گوش دادن به حرفِ یه عده آدمه. و مواقعی که دارم وقتم رو صرف یادگیریِ اینجور چیزها یا بهتر کردنِ درونم میکنم، حتی اگه یه ماه هم هیچکاری انجام ندم، از نظرم ماهِ مفیدی واسم بوده.
*-نالهی عاشقانه و عاجزانهی مجنون؛
فقط اونجا که مولانا میگه :
در آرزویِ تو عُمر بُردم شب و روز
عُمـرم همه رفت و آرزویِ تو نرفت !
شهریارخیلیقشنگمیگهکه :
' چَشم خود بستم . .
که دیگر چشم مستش ننگرم '
ناگهان دل فریاد زد ، دیوانه من میبینمش؛
اونجا که عطار نیشابوری میگه:
ای ز عشقــت این دل دیـــــوانه خوش
جان و دَردت هر دو در یک خانه خوش
گر وصال است از تو قِسمم گر فراق
هست هر دو بر منِ دیوانه خوش...
سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم
رنگ رخساره خبر می دهد از حال نهانم !
گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم
باز گویم که عیان است ! چه حاجت به بیانم؟