«دلتنگیاش نه به خاطر خوب بودن آدمهای رفته؛ بلکه به خاطر تکههای محبت، اهمیت و امیدی بود که از قلب خود کَنده و درون آنها جا گذاشته بود.»
هیچکس نمی تواند تشخیص دهد
کسی که شانه هایش تکان میخورد
میخندد یا گریه میکند
ما از دور خوشیم
اما از نزدیک سیل اشک امان را بریده است.
لذتی بالاتر از این نیست که کسی را بیابی که جهان را مثل تو ببیند.
اینگونه می فهمیم که دیوانه نبودهایم!
نوشته بود وقتی نقصهایش را میدیدم، خوشحال میشدم. مطمئن میشدم که او هم انسان است و رسیدن به او امکانپذیر!
یه جمله خوندم که میگفت:
«شما آنجا باختید که صداقت داشتید،
با کسانی که سیاست داشتن..»
دقیقا همین رفقا، دقیقا همین..
- من بی نهایت به اقیانوس شباهت دارم هنوز به طور کامل کشف نشدم گاهی آروم و گاهی طوفانی ، گاهی پراز سکوتم و گاهی پراز حرف..!
عذر خواهم یار دیرین
جان ندارم که بمانم
جان ندارم در مزارم
آواز دشتی بخوانم
هرچه داریو و نداری
از خودم اینجا بسوزان
اشکهایت را نریزان
در ته قبر بی قرارم