خواستم زنده بمانم و فکر کردن به تو، تنها سلاحم بود، تنها سنگم، تنها کمانم. :)
-پابلو نرودا
مثل ابری سپید بود در آسمان آبی
نمیشد لمسش کنی
یا او را به آغوشت بکشانی
یا لبش را ببوسی
تنها میشد نگاهش کنی، دوستش بداری
و اجازه بدهی عبورِ آرام او از روز جهانت را کمی زیبا کند.
-حمید سلیمی
دوست دارم با تو باشم چون هیچ وقت از با تو بودن خسته نمیشوم !
حتی وقتی با هم حرف نمیزنیم ، حتی وقتی نوازشم نمیکنی ، حتی وقتی در یک اتاق نیستیم ، باز هم خسته نمیشوم ، هرگز دلزده نمیشوم…
فکر کنم به خاطر این است که به تو اعتماد دارم ، به افکارت اعتماد دارم ، میتوانی بفهمی چه میگویم؟
همه آنچه در تو میبینم و هر آنچه نمیبینم را دوست دارم ؛ با این همه ، ضعفهایت را میدانم...
اما احساس میکنم همین نقاط ضعف تو و نقاط قوت من هستند که باهم سازگارند. ترسهای مشترک نداریم. حتی پلیدیهای ما بهم میآیند...
-آنا گاوالدا
برای تویی که اشک توی چشمات خشک شده و بغض توی گلوت خونه ساخته، این جملات یلدا سیدی رو آرزو میکنم:
و کاش عزیزم اگر به غم مبتلا شدی،
پناهی هم داشته باشی.🌱💛
اگر مرا دوست نداشته باشی
دراز میکشم و میمیرم
مرگ نه سفری بیبازگشت است
و نه ناگهان محو شدن
مرگ دوست نداشتن توست
درست آن موقع که باید دوست بداری..!