آقای نزار قبانی میگه که:
اكره كل شئ ياخذك من ذراعي.
«از هرآنچه که تو را از آغوش من دور میکند بیزارم.» میفهمی؟! بیزار.
اونجا که فاضل نظری میگه:
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم...
دچار شدم،
بی آنکه بدانم
عاشق شدم بی آنکه بخواهم
من کجا؟!
عشق کجا؟!
دستهای تو اصرار داشت...
مجید_وادی
امشب
به خوابم بیا.
ابری در چشمهایم مانده
که بی شانه هایِ تو
نمی بارد...
_معصومه صابر
مگر نسیم سحر بوی یار منست
که راحت دل امیدوار منست
به لاله زار و گلستان نمیرود دل من
که یاد دوست گلستان و لاله زار منست