بالاخره من ماندم و من.
من از من رنجیده است
و هیچکس نیست برای پا در میانی.
عباس کیارستمی
غمی نیست، پاییز است؛
جای برگ افتاده را برگ میگیرد،
جای فصل زرد را فصل سبر،
تنها میماند درخت و قصهی آمدن و رفتن ها
سایکو واره