اونجا که صائب تبریزی میگه:
خنده بر لب میزنم
تا کس نداند راز من
ورنه این دنیا که ما دیدیم
خندیدن نداشت....
فقط اونجا که نزار قبانی میگه:
«عقل ، عقل من است و فکر تویی
قلب قلب من است و نبض تویی»
.
یه جا خوندم نوشته بود؛
خوش قلبترین آدما اونایین که نگران
تاثیر حرفاشون رو قلب بقیهان...
نوشته بود:
«آدم باید متعلق باشه!
به جایی،
به محیطی،
به گوشه ای،
به رویایی
و مهم تر از همه به آدمی
به آدمی، به آدمی...
در غیر این صورت معلقِ معلقِ.»