eitaa logo
موسسۀ تحقیقات راهبردی تمدن اسلامی - متا
9.5هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
831 ویدیو
41 فایل
موسسه متا 🔹مدیر: حجةالاسلام سیدمحمدصدرا متولی‌امامی 🎯هدف: - تربیت نیروهای نخبۀ انقلابی با رویکرد تمدن نوین اسلامی - پیگیری نظریه پولطلا ادمین @En_Gholami 09132079683 💬گروه انجمن پولطلای ایران: https://eitaa.com/joinchat/2527395853C5758355578
مشاهده در ایتا
دانلود
پولطلا در منظومه اقتصاد اسلامی؛ وحدت در آرمان، تقابل در روش فصل اول: اشتراکات بنیادین اگرچه اقتصاد اسلامی و نظریه پولطلا در ظاهر امر و در سطح راهکارها بر مدارهایی متمایز می‌گردند، اما در لایه‌های عمیق‌تر فکری و در مواجهه با وضعیت موجود، بر مبانی و اهدافی مشترک تکیه زده‌اند که فصل اشتراک آن‌ها را تشکیل می‌دهد. این همگرایی را می‌توان در سه محور کلانی مشاهده کرد که هر دو جریان را در تقابل با پارادایم مسلط اقتصاد متعارف قرار می‌دهد. نخستین و برجسته‌ترین نقطه تلاقی، آرمان مشترک تحقق عدالت اقتصادی است. هر دو مکتب، نظام اقتصادی حاکم بر جهان را ذاتاً ناعادلانه و بر مدار انباشت ثروت و گسترش شکاف طبقاتی می‌دانند. اقتصاد اسلامی با محور قرار دادن مفاهیمی چون زکات، انفاق، منع احتکار و مبارزه با انحصار، عدالت را به مثابه هدف غایی نظام اقتصادی تعریف می‌کند. نظریه پولطلا نیز اگرچه مسیر متفاوتی را می‌پیماید، اما غایت نهایی خود را ریشه‌کن کردن بی‌عدالتی می‌داند. از منظر حامیان این نظریه، پول اعتباری بی‌پشتوانه به دولت‌ها و بانک‌های مرکزی این توان را می‌دهد که با خلق پول از هیچ، به گونه‌ای پنهان و سیستماتیک، از قدرت خرید عامه مردم بکاهند و ثروت را به سمت طبقات خاصی منتقل کنند. بنابراین، هر دو جریان در این تشخیص همداستانند که سازوکارهای کنونی پولی و مالی، محمل اصلی نقض عدالت هستند. دومین محور اشتراک، عزم راسخ برای کسب استقلال اقتصادی از نظام سلطه مالی جهانی است. اقتصاد اسلامی با شعار خودکفایی و قطع وابستگی، به دنبال خروج از مدار وابستگی‌های تجاری، فناورانه و مالی به قدرت‌های خارجی است. نظریه پولطلا این استقلال‌طلبی را در عرصه پول متمرکز و تشدید می‌کند. این نظریه وابستگی به دلار و شبکه بانکی بین‌المللی مانند سوئیفت را نه تنها عاملی برای آسیب‌پذیری در برابر تحریم‌ها، بلکه به منزله پذیرش قواعد یک بازی ناعادلانه می‌داند که از پیش به سود طراحان آن تنظیم شده است. بازگشت به پول کالایی (طلا و نقره) از نگاه آنان، عملی کردن شعار استقلال در بنیادی‌ترین لایه اقتصاد، یعنی نظام پولی است. بنابراین، هر دو دیدگاه در نفی وابستگی و جستجوی الگویی خودبنیاد برای اقتصاد ایران هم‌صدا هستند. سومین زمینه همگرایی، نقد ریشه‌ای به اقتصاد متعارف و دنیاگرایی حاکم بر آن است. اقتصاد اسلامی، علم اقتصاد رایج را به دلیل فرضیات سکولار خود، نادیده گرفتن ارزش‌های اخلاقی و تقلیل انسان به موجودی صرفاً مادی به چالش می‌کشد. نظریه پولطلا نیز در این نقد سهیم است و پول بی‌پشواهده را نماد و ابزار همان دنیاگرایی و مادی‌گری می‌داند که امکان زندگی بر مبنای ارزش‌های الهی را تضعیف می‌کند. هر دو جریان بر این باورند که بدون یک انقلاب در مبانی معرفتی و بدون جایگزینی پارادایم، هر اصلاح جزئی در درون سیستم موجود ناکارآمد و ناپایدار خواهد بود. این اشتراک در نگاه انتقادی، آن‌ها را در جبهه‌ای واحد برای طلب یک آلترناتیو تام و تمام قرار می‌دهد. 🆔 @daily_notes
پولطلا در منظومه اقتصاد اسلامی؛ وحدت در آرمان، تقابل در روش فصل دوم: افتراقات و چالش‌های نظری با وجود اشتراکات ارزشمند در غایات و نقد کلیت نظام موجود، بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که اقتصاد اسلامی و نظریه پولطلا در مبانی، روش‌ها و دامنه شمول، با تفاوت‌های ژرفی روبه‌رو هستند که امکان همگرایی ساده آن‌ها را دشوار می‌سازد. این افتراقات صرفاً تفاوت در تاکتیک نیست، بلکه برخاسته از نگاهی کاملا متفاوت به مفهوم پول، قابلیت‌های نظام اقتصادی و حتی خوانش از متون دینی است. عمیق‌ترین شکاف، به ماهیت و ذات پول بازمی‌گردد. مکتب اقتصاد اسلامی در کلیت خود، پول را نه بر اساس جنس و ماده آن، بلکه بر اساس کارکردهای اجتماعی و اعتباری آن تعریف می‌کند. در این چارچوب، پول اعتباری امروزی به خودی خود مردود نیست، مشروط بر اینکه قواعد و احکام اسلامی، از حرمت ربا گرفته تا منع غرر، بر تمامی معاملات و نهادهای مالی مرتبط با آن حاکم شود. مشکل، ذات کاغذ یا رقم دیجیتال نیست، بلکه سوءاستفاده از آن برای ایجاد بهره و ظلم است. در نقطه مقابل، نظریه پولطلا با قاطعیت تمام، همین اعتباری بودن را علت العلل فساد می‌داند. از دیدگاه این نظریه، پول حتماً باید کالایی با ارزش ذاتی مانند طلا و نقره باشد. تنها در این صورت است که پول به عنوان یک واحد اندازه‌گیری ثابت و عادلانه عمل می‌کند و امکان خلق پول از هیچ و در نتیجه غارت نامرومی که تورم نام گرفته، از بین می‌رود. این تقابل، یک اختلاف مبنایی است: یکی خواهان اصلاح و مهار کارکردهای پول اعتباری است و دیگری خواستار انقلابی کامل و جایگزینی آن با پشیزه ای فیزیکی. این تفاوت در نگرش، به طور مستقیم به گستره و جامعیت دو دیدگاه دامن می‌زند. اقتصاد اسلامی ادعای ارائه یک نظام اقتصادی کامل را دارد که افزون بر مسائل پولی، به تمامی عرصه‌های تولید، توزیع، تجارت، مالیات، مالکیت و قراردادها می‌پردازد. مساله پول، هرچند مهم، تنها یکی از اجزای این پازل بزرگ است. در مقابل، نظریه پولطلا اساساً یک نظریه در حوزه پول و بانک است. هرچند حامیان آن تأثیرات شگرف این تغییر را بر تمام اقتصاد توصیف می‌کنند، اما تمرکز اصلی و راهکار عینی آن، دگرگونی در پایه پولی است. به بیان دیگر، اقتصاد اسلامی یک نقشه جامع برای کل شهر اقتصاد ارائه می‌دهد، حال آنکه پولطلا بر بازسازی شالوده و زیربنای این شهر تأکید دارد و جزئیات سایر بخش‌ها را کمابیش به همان اصول کلی اقتصاد اسلامی واگذار می‌کند. تفاوت سوم در قابلیت اجرا و انعطاف‌پذیری در برابر مقتضیات زمان رخ می‌نماید. نظام پیشنهادی اقتصاد اسلامی، به ویژه در خوانش‌های متأخر آن، می‌کوشد با استفاده از ابزارهای مالی اسلامی مانند صکوک، مرابحه و مشارکت، و همچنین تنظیم سیاست‌های کلان، فضایی برای مداخلات تنظیمی و مقابله با نوسانات چرخه‌های اقتصادی حفظ کند. این نظام، هرچند مبتنی بر اصول ثابت، ولی تا حدی برای سیاست‌گذاری فعال ظرفیت دارد. نظام پولی پیشنهادی نظریه پولطلا، به دلیل تکیه بر پشتوانه صد در صد طلا، ذاتاً انعطاف‌ناپذیر است. در این نظام، امکان افزایش نقدینگی برای مقابله با رکود اقتصادی یا تأمین مالی پروژه‌های بزرگ توسعه‌ای، به شدت محدود و منوط به افزایش فیزیکی ذخایر طلا است. منتقدان بر این باورند که این انعطاف‌ناپذیری می‌تواند در مواجهه با شوک‌های اقتصادی، دولت را فلج کند. از این منظر، تضاد میان ثبات مطلق در نظریه پولطلا و تعادل پویا در اقتصاد اسلامی آشکار می‌شود. در نهایت، حتی در خوانش فقهی و تاریخی نیز تفاوت‌های قابل تأملی وجود دارد. بسیاری از فقها و اقتصاددانان اسلامی معتقدند که درهم و دینار مورد اشاره در متون شرعی، واحدهای پولی رایج زمان خود بودند و شارع مقدس، ذات طلایی آن‌ها را تأسیس نکرد، بلکه حکم به جریان یافتن همان پول‌های متعارف زمان داد. بنابراین، عرف و قرارداد اجتماعی می‌تواند شکل پول را تغییر دهد. حامیان پولطلا اما بر این باورند که انتخاب طلا و نقره توسط شارع، حاوی حکمتی است که امروز نیز با شدت بیشتری پابرجاست و نمی‌توان آن را به عرف سپرد. این تفاوت در برداشت، موضع دو جریان را در قبال «مدرنیته پولی» از یکدیگر جدا می‌سازد. 🆔 @daily_notes
پولطلا در منظومه اقتصاد اسلامی؛ وحدت در آرمان، تقابل در روش فصل سوم: ساز و کارهای رفع موانع و نقشه راه گفتگو برای عبور از تقابل نظری و تبدیل آن به مکالمه‌ای سازنده که بتواند به وحدت نظر عملی در جبهه انقلاب بینجامد، نیازمند تدبیر ساز و کارهایی هوشمندانه و فراتر از مواجهه انتزاعی هستیم. این فرآیند می‌بایست با پذیرش صادقانه اختلافات آغاز شود و با جستجوی عرصه‌های نوین آزمایش و همکاری ادامه یابد. نقش مصلح در این میان، نه تحمیل یکی بر دیگری، که ترسیم پلی است که از روی شکاف‌های مبنایی می‌گذرد. گام نخست، ایجاد کارگروه‌های مشترک تخصصی میان اقتصاددانان حامی اقتصاد اسلامی و طرفداران نظریه پولطلا است. موضوع محوری این کارگروه‌ها باید فراتر از کلی‌گویی‌های فلسفی، معطوف به مسائل عینی و فنی باشد. برای نمونه، می‌توان پروژه‌های تحقیقاتی مشترکی را تعریف کرد که به دقت به شبیه‌سازی اقتصادی و بررسی ریاضی آثار اجرای تدریجی پول طلا در چهارچوب یک اقتصاد با الگوی اسلامی بپردازند. پرسش‌هایی از این دست که «آیا می‌توان ابزارهای مالی اسلامی مانند صکوک را بر بستری از پول با پشتوانه طلا بازتعریف کرد؟» یا «نحوه اخذ و توزیع زکات در یک نظام پولطلا به چه شکل خواهد بود؟» می‌تواند گفتگو را از سطح ایدئولوژیک به عرصه کاربردی و فنی سوق دهد. در این فضاست که ادعاهای هر طرف در معرض پرسش‌های دقیق مهندسی اقتصادی قرار گرفته و امکان خلق راهکارهای ترکیبی پدید می‌آید. گام دوم، پذیرش اصل تدریج و آزمایش محدود به عنوان یک راهبرد خردمندانه است. به جای تقابل بر سر «همه یا هیچ»، می‌توان زمینه‌هایی برای اجرای پایلوت نظریه پولطلا در مقیاسی مشخص و کنترل‌شده فراهم آورد. برای نمونه، می‌توان ایجاد بازارهای مالی موازی یا انتشار اوراق بهادار با پشتوانه طلای فیزیکی را در کنار نظام پولی فعلی پیشنهاد داد که در آن، معاملات بر اساس دینار طلا صورت می‌پذیرد. این اقدام نه تنها فشار سیاسی و اقتصادی تغییر یک‌شکل را ندارد، بلکه به عنوان یک آزمایشگاه زنده، داده‌های تجربی ارزشمندی در اختیار هر دو طرف قرار می‌دهد تا صحت و سقم ادعاهای خود درباره ثبات، عدالت و کارایی را بسنجند. اقتصاد اسلامی نیز می‌تواند در این عرصه محدود، کارآمدی ابزارهای قراردادی خود را در مدیریت این بازار جدید نشان دهد. گام سوم و حیاتی، بازتعریف گفتمان مشترک حول محور دشمن و آرمان مشترک است. مصلح باید به هر دو طرف یادآوری کند که تقابل اصلی، نه میان آن‌ها، که میان هر دوی آن‌ها با نظام اقتصادی نئولیبرال حاکم بر جهان است. به جای تمرکز بر تفاوت‌های داخلی، می‌توان انرژی فکری را بر طراحی الگوی بدیل مشترکی متمرکز کرد که در تقابل با نظم موجود عرضه می‌شود. این الگوی بدیل می‌تواند ترکیبی باشد: برای مثال، پذیرش هدف غایی «عدالت توزیعی» از سوی اقتصاد اسلامی و پذیرش هدف ابزاری «ثبات پولی ساختاری» از سوی نظریه پولطلا به عنوان دو رکن یک ساختمان. در این بازتعریف، پولطلا نه به عنوان یک جایگزین کامل، بلکه به عنوان یک مکانیزم انضباط‌بخش سخت در خدمت آرمان‌های اقتصاد اسلامی قرار می‌گیرد که مانع انحراف نظام از مسیر عدالت می‌شود. در نهایت، این گفتگو نیازمند فضایی امن و به دور از حاشیه‌سازی‌های سیاسی است. نهادهای علمی و حوزوی بی‌طرف می‌توانند میزبان این دیالوگ باشند. نتیجه این فرآیند ممکن است نه پیروزی کامل یک نظریه، بلکه تولد سنتزی نوین باشد؛ سنتزی که در آن، اصالت و آرمان‌گرایی نظریه پولطلا، با واقع‌نگری و جامعیت اقتصاد اسلامی درمی‌آمیزد تا نه تنها نظریه‌ای برای ایران، که پیامی برای جهان باشد. 🆔 @daily_notes
پولطلا در منظومه اقتصاد اسلامی؛ وحدت در آرمان، تقابل در روش جمع‌بندی در خاتمه این بررسی می‌توان دریافت که رویارویی فکری میان مکتب اقتصاد اسلامی و نظریه پولطلا، نمودی از یک دغدغه مشترک ولی با دو برداشت متفاوت از راهبرد است. هر دو جریان، از عمق نارضایتی از نظام اقتصادی موجود و آرمان‌های بلند عدالت و استقلال سر بر آورده‌اند و در این مسیر، خطر نقد پارادایم مسلط جهانی را به جان خریده‌اند. اشتراک در این غایات متعالی، سرمایه‌ای گران‌قدر برای جبهه انقلاب است که می‌تواند به جای تفرقه، به هم‌افزایی بینجامد. با این حال، تقابل در سطح مبانی و ابزار، واقعیتی انکارناپذیر است. اقتصاد اسلامی با نگاهی کل‌نگر و کارکردگرا، بر اصلاح و هدایت نهادهای موجود از جمله پول اعتباری تأکید دارد، در حالی که نظریه پولطلا با رادیکالیسمی انقلابی، نفس وجود پول بی‌پشتوانه را علت‌العلب فساد دانسته و خواستار انقلابی بنیادین در این رکن است. این تفاوت، بیش از آن که یک اختلاف سلیقه باشد، ناشی از دو نگاه متفاوت فلسفی به مفهوم ارزش، اعتبار و تحول تاریخی است. نقش مصلح در این میان، نه قضاوت به نفع یک سو و رد دیگری، که تسهیل یک گفتگوی اصیل و مبتنی بر مسئله است. همان‌گونه که در فصل سوم ترسیم شد، مسیر پیش رو نه از مواجهه‌ای انتزاعی، که از طریق کار مشترک روی مسائل عینی، آزمایش‌های محدود و بازتعریف گفتمان حول آرمان مشترک می‌گذرد. امکان‌پذیر است که آینده، نه با پیروزی کامل یکی از این دو نظریه، بلکه با تولد سنتزی نوین رقم بخورد؛ سنتزی که در آن، خواست انقلابی و ریشه‌ای نظریه پولطلا برای ایجاد یک انضباط ساختاری شفاف و عادلانه، در دل ظرفیت‌های گسترده و نظام‌ساز اقتصاد اسلامی جای گیرد. در این صورت، اقتصاد ایران می‌تواند نه تنها به چالش‌های داخلی پاسخ گوید، که الگویی بدیع از یک نظام اقتصادی متکی بر ارزش‌های الهی و در عین حال قادر به تعامل هوشمندانه با جهان ارائه دهد. این گفتگو، گرچه دشوار، اما ضروری و از نشانه‌های پویایی اندیشه اسلامی در عرصه اقتصاد به شمار می‌آید. 🆔 @daily_notes