2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥فرمول قطعی مذاکره با آمریکا
متاسفانه زمزمههای دور دوم مذاکره با شیطان به گوش میرسد.
امیدواریم آقایان از تجربهی تلخ مذاکرات اسلامآباد درس گرفته باشند و بیش از این دستاوردهای میدان و خیابان را به مسلخ دیپلماسی نبرند.
🇮🇷موسسه متا
هدایت شده از اقتصاد اسلامی«استاد قاسمی»
برادر برادر ضربه آخر و بزن
💠کانال اقتصاد اسلامی«استاد قاسمی»
https://eitaa.com/joinchat/3848995129Ce91ba86e04
امام صادق علیهالسلام :
الذهب و الفضه للمعامله و الذخیره
خداوند طلا و نقره را برای معامله و ذخیرهسازی ثروت خلق کرد.
به خط @kosar_sadat_vaziri
#حدیث_پول_خلقت
⚜موسسه متا
هدایت شده از صندوق طلایی بعثت اصفهان
🔷 ️چین ۶۲۳ میلیارد دلار از داراییهای خزانهداری آمریکا را فروخته است
🔹️در همین حال، ذخایر طلای چین افزایش یافته, یک رکورد جدید
صندوق طلایی بعثت || @besat_com
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 جمعآوری ۲۳۰ قطعه طلا در شهر کاشان
🔸 بانوان کاشانی ۲۳۰ قطعه طلا برای تجهیز سامانه پدافند در کشور اهدا کردند.
👤ابراهیم ابراهیمی
گزارشگر فعالیتهای مردمی
🗓️ ۱۴۰۵/۰۱/۲۵
🇮🇷موسسه متا
تنگهی سوم
دو تنگهی هرمز (ایران) و بابالمندب (یمن) به یکی از بزرگترین کابوسهای آمریکا تبدیل شده است.
لیکن تنگهی سومی هم وجود دارد :
تنگهی جبلالطارق در اسپانیا
چند روز قبل شی جینپینگ به نخست وزیر اسپانیا گفت : "چین و اسپانیا مایل به ایستادن در سمت درست تاریخ هستند."
و شاید در سمت درست جغرافیا
🇮🇷موسسه متا
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 حجتالاسلام و المسلمین قنبریان: رابطهی مردم با حکمرانی شده رابطهی خضر و موسی !! میگوید اصلاً توضیح نداریم، تو فقط تایید کن، تو فقط تکبیر بگو‼️
▪️این مشکل اصلی پیشبرد پولطلا در کشور هم هست. هر ظلمی که ساختار پولی و بانکی کرد مهم نیست، فقط ریال را دوست داشته باش !!
🇮🇷موسسه متا
14.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پاسخ قاطع مردم به یک پرسش :
آیا ما باز هم پای میز مذاکره بریم ؟
#مذاکره_با_شیطان
#مرگ_بر_آمریکا
🇮🇷موسسه متا
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 پیام سردار قاآنی :
اگر آتشبسی انجام شود، نتیجهی مقاومت باصلابت لبنان و حمایت جمهوری اسلامی ایران است.
🇮🇷موسسه متا
هدایت شده از سُلْطَانْمُحَمَّدِخُدَابَندِه | محمدکریمی
#روایت_من_از_جنگ
🎞 پَــردِه شِشُـم: لِیوَانهـٰـای کـاغَذِی
امشب نیز مانند شب گذشته، رفتم به موکبی که رفقا کنار خیابان راه انداخته بودند. موکب کوچکی بود و جمعیت زیاد نبود. شبهای قبل به اتفاق خانواده میرفتم میدان احمدآباد و در جمع کثیر مردم بودیم؛ آنجا برای من خوب بود اما اینجا به کمک من نیاز داشتند.
رفتم پای تریموس و مشغول ریختن چای شدم. چون هنوز خیلی کسی برای کمک نیامده بود، خودم سینی را برداشتم و ایستادم کنار خیابان تا چای را به ماشین های عبوری تعارف کنم. خیلی از این کار خوشم نمیآید از این جهت که نظم خیابان را به هم میریزد، مخصوصا با آنهایی که عمداً وسط خیابان میایستند تا سرعت ماشین ها را بشکنند و چایی تعارف کنند، چون ترافیک درست میکنند مشکل دارم. سعی کردم کنار خیابان بایستم به طوری که هم دیده شوم و بفهمند سینی چای دستم هست و هم خیلی مانع حرکت نشوم و حداقل یک لاین را آزاد بگذارم.
افراد جور واجوری برای چای گرفتن می ایستادند. این ایستگاهها و موکبهای گذری خیلی تجربه زنده و جالبی است.
دختر جوانی با یک شال مضطرب روی سرش، آمد سمت میز چای و گفت: به ما هم چای میدهید؟ و سه لیوان چای برداشت و رفت و من غرق فکر شدم که چرا باید لبه خشک فقهزدگی اینچنین بین ما فاصله بیندازد که او چنین بگوید و خدا میداند چه تعداد از همین افراد از ترس قضاوت اصلا سمت این موکب ها نمیآیند.
ماشینهایی هم که میایستادند تا چای بردارند هرکدام پر از داستان بودند. ماشینی ایستاد و یک مرد میانسال شیشه را پایین داد و چای را برداشت و رفت. روی صندلی جلو، میوه و سبزی و نان تازه بود. بوی نان تازه فضای ماشین را پر کرده بود. احتمالا خسته از یک روز پر تنش به خاطر کار و چک و ناکوکی دخل و خرجهای زندگی، داشت برمیگشت خانه و هوس کرده بود چند لحظه کنار خیابان بایستد و یک لیوان چای داغ بخورد.
یکی از مزایای این حرکتهای خیابانی، کندتر شدن زندگی است، آنهم در عصری که همه میخواهند با حداکثر سرعت به کار و بار خود برسند. درست است که گاهی بینظمیهایی هم رخ میدهد اما بهنظرم شهر دوست داشتنیتر میشود. به جای اینکه پا را روی گاز بگذاری و سریع از چراغهای خطر فرار کنی تا به خانه برسی، میدانی از محل کار تا منزل چندین ایستگاه (صلواتی) هست و میتوانی یک استکان چای تازه چای بخوری.
موتورها هم حکایت خودشان را دارند. برخی همان وسط خیابان موتور را نگه میداشتند و لیوان چای را میگرفتند و نوش جان میکردند. برخی با صبر و حوصله، جلوتر از موکب، موتور را پارک میکردند و برمیگشتند و میآمدند سر میز و با خیال راحت چای را برمیداشتند. بین همه موتوریها اگر راننده اسنپ یا پیک موتوری میدیدم، با چشمانم چای را تعارف میکردم و اگر میایستاد، خودم با سینی به سمتش میرفتم تا نخواهد خیلی راه بیاید.
تعارف که نداریم، هربار سر انتخابات با مردم کار داشتهایم، رفتهایم سمتشان و پای درد دلشان نشستهایم. بقیهٔ سال، خیلی کاری به کار کسی نداریم. اما اینبار فرق میکند، هرچند ماجرا خیلی جدیتر و خیلی پیچیدهتر است، اما احساس همدلی آن بیشتر است. حداقل کمتر دنبال تبیین دیگران هستیم! و این خوب است. وقتی بلد نیستیم با بقیه درست حرف بزنیم، کمتر چه بهتر!
✍️ محمد کریمی
📜 @soltan_mohammad