من خیلی وقته قبول کردم انسان ها ناامید کننده هستن ، اما نمیدونم از کی قراره بابتش ناراحت نشم .
ترسیده بود ..
از آدم ها نه ؛
از آن حال بدی که مدتی بود از شرش خلاص شده بود و حالا دوباره داشت به سراغش میآمد ..
تو را من دیده ام با او ؛
بماند حالُ احوالم
به هم می آمدید اما
تو سهمِ قلبِ من بودی (: