به سکوت خو می گرفت
و آن قدر بی حضور شده بود که
همه فراموشش کرده بودند .
انگار به دنیا آمده بود که تنها باشد ..🍂
- سمفونی مردگان
وقتی یکیو دوست داری وقتایی که باهاش میگذرونی بدنت شروع میکنه به ترشح دوپامین و اکسی توسین و مغزت به این حس عادت میکنه ، وقتی از دستش بدی بدن درد میگیری و بدنت خواهان همون مواد شیمیاییه که حالتو خوب کنن به زبون ساده تر تو معتاد اون و حسی که بهت داده شدی ؛ و این داستان معتاد یه نفر شدن حتی از لحاظ علمی هم حقیقت داره .
سخت ترین نبرد ِزندگی ، جنگ بین ذهنیه که حقیقت رو میدونه و قلبی که نمیخواد بپذیره :))