eitaa logo
مرکز مشاوره ماوای امن
366 دنبال‌کننده
536 عکس
89 ویدیو
0 فایل
مرکز مشاوره ماوای امن با تیمی مجرب، آماده ارائه خدمات تخصصی در زمینه‌های: • درمان فردی بزرگسال • زوج‌درمانی • روان‌درمانی کودک • مشاوره پیش از ازدواج • اجرای تست‌های روان‌شناختی • و خدمات روان‌پزشکی 📍خیابان پیروزی ارتباط با کلینیک: @mavaye_amn
مشاهده در ایتا
دانلود
دیروز یکی از اون اتفاقایی افتاد که واقعاً حالمون رو خوب کرد 🥹🤍
یکی از مراجعین قدیمی‌مون که حدود ۳ سال بود ندیده بودیمش، این حوالی کاری داشت و یهو تصمیم گرفت بیاد یه سر به ما بزنه…
اومد داخل، کلی بغلمون کرد و نشستیم به حرف زدن و حال و احوال کردن 🥹 انگار نه انگار که ۳ سال گذشته…
وسط حرف‌هامون گفت از وقتی برای مشاوره می‌اومده، کم‌کم به موضوعات روانشناسی علاقه‌مند شده… و توی این مدت چندتا دوره روانشناسی عمومی هم شرکت کرده
می‌گفت چیزهایی که یاد گرفته، توی این سال‌ها خیلی جاها به کمکش اومده… و من همونجا یه لحظه با خودم گفتم: «شاید دقیقاً هدف ماوا همین باشه…»
اینکه آدم‌ها فقط برای چند جلسه نیان و برن… بلکه یه چیزی از اینجا با خودشون ببرن که بیرون از این در، توی زندگی واقعی‌شون هم همراهشون باشه… و امروز حس کردم برای اون، اینجا واقعاً ماوا بوده… یک مأوای امن 💙
امروز یه دختر ۲۰ ساله اومد برای جلسه ارزیابی اولیه… ترم ۴ معماری بود و می‌گفت رشته‌ش به تمرکز و دقت زیادی نیاز داره، اما مدتیه حتی موقع طراحی هم نمی‌تونه ذهنش رو جمع کنه. می‌گفت: «از سال کنکور اضطرابم شروع شد و انگار هیچ‌وقت واقعاً تموم نشد…»
اضطرابش کم‌کم اونقدر زیاد شده بود که روی تمرکز و توجهش هم تأثیر گذاشته بود و حالا توی درس و کارهاش واقعاً به مشکل خورده بود… اما چیزی که بیشتر از همه اذیتش می‌کرد این بود که: نمی‌دونست اصلاً باید درمان رو از کجا شروع کنه؟
بعد از جلسه ارزیابی اولیه، متخصص ماوا مسیر درمانش رو مشخص کرد؛ ارجاع به روانشناس بالینی و در کنار اون، پیشنهاد نوروفیدبک برای کمک به تسهیل روند بهبودش 🌱 گاهی مهم‌ترین قدم درمان این نیست که بدونیم چه مشکلی داریم… مهم اینه که بدونیم از کجا باید شروع کنیم.
امروز شنبه رو انقدر شلووووغ شروع کردیم که تازه الان تونستم بیام اینجا و برای شما بگم😅 و واقعاً نمی‌دونم از کجای امروز براتون بگم…
از مشاور خانواده و زوج‌هایی که هر کدوم با یه داستان اومده بودن… از کسایی که تازه برای مشاوره پیش از ازدواج اومده بودن… و زوجی که قهر قهر رفتن داخل اتاق و با یه حال سبک‌تر برگشتن بیرون 🥹
یا از اتاق مشاور بالینی بگم… از مراجعینی که بعضیاشون با چشم‌های گریون می‌رفتن داخل و بعد از جلسه با یه لبخند کوچیک برمی‌گشتن 🌱 و اینجا دوباره یادمون می‌افته که تراپی همیشه فقط گریه کردن نیست…