یکی از مراجعین قدیمیمون که حدود ۳ سال بود ندیده بودیمش، این حوالی کاری داشت و یهو تصمیم گرفت بیاد یه سر به ما بزنه…
اومد داخل، کلی بغلمون کرد و نشستیم به حرف زدن و حال و احوال کردن 🥹
انگار نه انگار که ۳ سال گذشته…
وسط حرفهامون گفت از وقتی برای مشاوره میاومده، کمکم به موضوعات روانشناسی علاقهمند شده…
و توی این مدت چندتا دوره روانشناسی عمومی هم شرکت کرده
میگفت چیزهایی که یاد گرفته، توی این سالها خیلی جاها به کمکش اومده…
و من همونجا یه لحظه با خودم گفتم:
«شاید دقیقاً هدف ماوا همین باشه…»
اینکه آدمها فقط برای چند جلسه نیان و برن…
بلکه یه چیزی از اینجا با خودشون ببرن که بیرون از این در، توی زندگی واقعیشون هم همراهشون باشه…
و امروز حس کردم برای اون،
اینجا واقعاً ماوا بوده… یک مأوای امن 💙
امروز یه دختر ۲۰ ساله اومد برای جلسه ارزیابی اولیه…
ترم ۴ معماری بود و میگفت رشتهش به تمرکز و دقت زیادی نیاز داره، اما مدتیه حتی موقع طراحی هم نمیتونه ذهنش رو جمع کنه.
میگفت:
«از سال کنکور اضطرابم شروع شد و انگار هیچوقت واقعاً تموم نشد…»
اضطرابش کمکم اونقدر زیاد شده بود که روی تمرکز و توجهش هم تأثیر گذاشته بود و حالا توی درس و کارهاش واقعاً به مشکل خورده بود…
اما چیزی که بیشتر از همه اذیتش میکرد این بود که:
نمیدونست اصلاً باید درمان رو از کجا شروع کنه؟
بعد از جلسه ارزیابی اولیه، متخصص ماوا مسیر درمانش رو مشخص کرد؛
ارجاع به روانشناس بالینی و در کنار اون، پیشنهاد نوروفیدبک برای کمک به تسهیل روند بهبودش 🌱
گاهی مهمترین قدم درمان این نیست که بدونیم چه مشکلی داریم…
مهم اینه که بدونیم از کجا باید شروع کنیم.