هدایت شده از 𝘤𝘪𝘵𝘺 𝘰𝘧 𝘴𝘵𝘢𝘳𝘴
خیلی خب، باشه. من برای nامین بار متوالی ازت باختم غم. دوباره برنده شدی.
- اپیزودِ اول: خاطرات و گذشته -
[ پوست لبم کَنده میشود.
من بازهم به گذشته مینگرم؛ به جایی که ردپایم را در خود نگاهداشته، جایی که پژواک خندهها و ناقوس گریهها گردبادی را مُتشَکل میشود و در دریای وجودم طوفانی سهمگین بهپا میکند. طوفانی که من را بهم میریزد.
من را در اعماق دریا فرو میبرد و زمانی که منتظر سیاهی مرگ هستم، طعم پرتوهای آفتاب و نسیم خنک ارتفاعات را بهمن میچشاند؛ و زمانی که امید در من رشد میکند، دوباره مرا با سقوطی به اعماق دریا میکشاند تا با تاریکی و موجودات ناشناخته دست و پنجه نرم کنم.
پستی درون دریا و بلندی ارتفاعات آسمان، پرتوهای آفتاب و تاریکی اعماق دریا؛ همه و همه باعث تعادل وَهمانگیز زندگی است. ]
кроваво-серый
- اپیزودِ اول: خاطرات و گذشته - [ پوست لبم کَنده میشود. من بازهم به گذشته مینگرم؛ به جایی که ردپا
داره تورو بالاتر میبره که محکمتر بزنتت زمین؛ چرا نمیفهمی؟