هدایت شده از 𝕾𝖙𝖔𝖗𝖎𝖊𝖘 𝖔𝖋 𝖙𝖍𝖊 𝖑𝖎𝖙𝖙𝖑𝖊 𝖌𝖎𝖗𝖑 𝖎𝖓 𝖙𝖍𝖊 𝖍𝖚𝖙
باران صدای دلنشین ترسناک:)
بار ها عزیزانم را از دست دادم و همیشه آن روز بارانی بود. درست بعد از مرگشان باران میزد.شاید.شاید باران اشک های آنان بود.شاید هر زمان که باران میزند فردی از غم جدایی از عزیزانش اشک میریزد
~نوشته از هانا~