وقتی بخوره تو ذوقم یا بهم بی احترامی بشه
دست خودم نیست خود به خود کم حرف میشم
یه حرفی میخام بزنم منصرف میشم
یه چیزی میخام تایپ کنم میگم خب که چی ..
همیشه میترسیدم کسایی رو که دوست دارم از دست بدم، اما باید از خودم بپرسم کسی هم میترسه ازینکه منو از دست بده؟
به خودم میگم شاید اونها دارن زمان سختی رو سپری میکنن ولی من با اینکه زمان سختی میگذروندم هیچوقت باهاشون اونطوری رفتار نکردم.
هدایت شده از هَروب.
حس میکنم من خیلی به بقیه پیام ریسکی دادم، بنظرم وقتشه اینبار بقیه به من پیام ریسکی بدن. نه؟
لطفا اگه دیگه بهم حسی ندارید یا هرچی لطفا ب من واضح بگید من نمیخوام خودم از رفتاراتون ی چیز برداشت کنم و دور شم.