نامه شماره یک
برای حضرت ولیِعصر
آقاجان ،
بد جوری مشتاق فرج شمایم ، حضور شما در زندگی شیعیان عیان است ، اما این دنیای پر شده از ظلم و زشتی به حضور فیزیکی شما نیاز دارد تا خودش را پیدا کند ..
یابنالحسن ،
ایمنزه شده از هر گناه ، ما را در راه خودتان ثابت قدم کنید .
با این تلاطم های دنیا سخت است در ایمان بمانیم .
ما به ریسمان شما چنگ میزنیم شما هم مارا دریابید .
سخت است برای بنده حقیر که شمارا پدر خطاب کند ولی شما برای ما پدری کنید ؛
در این امواج سخت زندگی مبادا مارا فراموش کنید که ما جز شما پناهی نداریم .
اگر به هنگام سختی و گرفتاری یادی از شما میکنیم به حساب گستاخی و پر رویی نگذارید ،
ما از روی کوچکی و ناچیز بودن خودمان به بزرگی و معرفت شما روی می آوریم .
و در آخر ...
ایپِسَرِفاطِمه ،
اللهم عجل لولیک فرج 🌱 .
✍🏻به قلم یک پناهنده
نامهٔ شماره دو
برای حضرت امیرالمومنین
مولایمن ،
در ایمان ماندن سخت است ، چه در عصر شما که همه به وضوح حق را میدیدند و سکوت میکردند .
چه در عصر ما که دنیای اطرافمان شده پر از گناه و معصیت .
ایهمدمچاه ،
خودت کاری کن ، که اگر نظر و لطف شما از روی ما برداشته شود ما همه غرق در لذت های دنیوی میشویم .
ایمونسزهرا ،
هر چه دم از شما میزنیم هر بار تنها تر میشویم ، چرا که بعد از ۱۴۰۰ سال هنوز افرادی هستند که از اسم شما خوف دارند ، منفعتشان در انکار کردن شماست
در این دور زمانه بد خود را شیعه معرفی کردن دردسر دارد ..
ولی هنوز هم افرادی هستند که با افتخار سر بلند میکنند و اسم شما را میآورد ، حتی با اینکه ممکن است برای خودشان دشمن بتراشند ولی شجاع شدند ..
شجاعتی که از خودتان به ارث رسیده ،
ایصبورترین ،
همانطور که شب ها بعد از نماز برای امت گمراه شدهاتون دعا میکردید برای ما هم دعا کنید ، مگر با دعا شما بتوانید در ایمان بمانیم و طرف حق برویم .
و در آخر ...
ایمردترینِمردان ،
سلام مارا به بانوی دوعالم برسان 🌱 .
✍🏻به قلم یک پناهنده