می دونم که در حد مرگ می تونم کلی کار خفن کنم
اما نمی کنم نشون نمیدم بروز نمیدم نمی جنگم
و در نهایت فقط می رسم به این جمله که
من می تونستم اما...
هیس هیچی نگو وگرنه از دستش میدی
فقط لبخند بزن و وانمود کن که نفهمیدی )
هیچوقت این دو خط رو توی گوش خودتون زمزمه نکنید وگرنه غمگین میشید
خیلی غمگین تر از الان
و گاهی آنقدر حس تنهایی می کنی که دلت می خواهد،خودت را در آغوش شب حل کنی و در سیاهی اش ناپدید شوی
دقت کردید اشک هایی که ریخته نمیشن،به شکل ریزش مو خودشونو نشون میدن؟
بی ناموسا انگار طلب کارن و هر جوری بشه باید حسابشونو صاف کنن
و تلاشت را کردی و راه را رفتی و جاده را تمام کردی و هر چه شد کردی
ولی مقصد اشتباه بود
و چه غمی سنگین تر از اینکه از تمام بودن های بی انتهای عالم
تنها نبودن ها سهم من شد