و چه غمی سنگین تر از اینکه از تمام بودن های بی انتهای عالم
تنها نبودن ها سهم من شد
+
https://eitaa.com/Melaniya/3932
خب خیالم راحت شد فراگیره...
خفه نمیشن، بهخاطر همین صدها کیلومتر دورتر ازشون میخوام تنها زندگی کنم.
_
صد کیلومتر اونور ترم آدم داره
مشکل خانواده نیست مشکل روابط انسانی بیناموسه
کمرم درد می کند ناخودآگاه خم می شوم
چشمم به تکه ای پاره شده از قلبم می افتد
ناگهان قفسه سینه ام می سوزد
از کی سرجایش نیست؟
بند بند وجودم تیر می کشد
بقیه تکه هایش کجاست؟
زانو هایم خم می شود
مگر قرار نبود بعد از شکسته شدنش خیلی زود مثل قبل شود؟
سرم زمین را لمس می کند و چشمانم به آسمان خیره می شود
چرا دیگه هیچی مثل دیروز نشد؟
نفس عمیقی می کشم
دیره برای فهمیدن اینکه، همون یه بار بود
دنیا در سکوت غرق میشود و سیاهی آسمان در آغوشم می گیرد.
هر چی شد به بقیه حس قدرت ندید
تبدیل به چند ثانیه خاطره نشید که ازش چند دقیقه غرور برای اونا و چند سال ضعف برای شما بمونه
اشک نریز فقط الان نریز و خیره شو تو چشماش
بعد برو تو تنهایی خودت کل اقیانوس رو از توی چشمات ببار
نترس نشون نده ترسیدی محکم روی پاهات وایسا
بعد برو یه اندازه سالها زیر پتوت چشماتو ببند
اعتماد نکن از دردات نگو نشون نده زخماتو
با این کارت جلوی میلیون ها زخمی که تا ابد برات یادگاری میشن رو بگیر
نکنید با خودتون این کارو
باور کنید ضعف شما روی ترازو میشه قدرت بقیه
بچه ها اگه کانال دارید لینکشو بدید تا هم خودم عضو شم هم بزارم اینجا تا بقیه اگه خواستن عضو شن