گاهی به شوخی هایشان نخند
گاهی آخرین پیام را نفرست
گاهی در دسترس نباش
گاهی به فکر همه نباش
گاهی خودت رو فدا نکن
گاهی نمان گاهی فقط برو
گاهی نشان بده که فعل نماندن و رفتن را هم بلدی
این را بارها شنیده ایم و قانون زندگیست؛
یا می شکنی، یا شکسته می شوی
ولی هیچگاه کسی به ما نمی گوید
کدامش بیشتر درد دارد
و تو غریبه ای هستی که من او را بیش از هر آشنایی بلدم
و من آشنایی هستم که تو بیش از هر غریبه ای،او را نمی دانی
آنقدر در زیر باران به انتظار ایستاده ام
که فراموش کرده ام
تو یادآور بارانی یا باران یادآور تو؟
باران معشوقه ی من است یا تو؟
من دلتنگم یا بارانی که می بارد؟
تویی که رفتی عاشق بود یا منی که ماندم؟
اگر هیچگاه نمی آیی پس به انتظار چه در زیر باران ایستاده ام؟
میگم بیاین گل ریزون کنیم طلب اینایی که شوهر کردنو بدیم شاید فرجی شد از برق کشیده شدن و دیگه با آقاییشون مغزمونو گسسته نکردن
نه جنبه اینو دارم که کسی دوسم داشته باشه نه اینکه خودم کسیو دوست داشته باشم
تو هر دو مورد بیشعورم
خدایی بیاین این پیام دادن بجای زنگ زدنو نرمالیزه کنیم
دیگه نیاز نیست هی بهونه بیاریم بخاطر عمدا جواب ندادنمون