eitaa logo
اسکلت من کجاست؟
50 دنبال‌کننده
180 عکس
20 ویدیو
6 فایل
درد می کشم پس هستم کپی=فحش بد خیلی بد یکی از فصل دو @poch135 ها؟چی؟صدات نمیاد https://abzarek.ir/service-p/msg/4130254
مشاهده در ایتا
دانلود
بنظرم شخصیتایی با ویژگی خوب مطلق یا بد مطلق ضعف یه داستان رو نشون میده
پذیرش دوست نداشتی بودن برای انسان بسیار مشکل است و همین باعث می شود که او مانند کودکی که به هر کاری دست می زند تا توجه مادرش را به خود جلب کند،از هیچ رفتاری دریغ نکند و افسوس که تلاش برای دوست داشتنه شدن بیش از پیش رنگ عشق را در نگاه های خیره به او کم‌رنگ می کند
به ما چه اصن مگه ما فوضولیم؛ جمله ایه که بعد از تموم شدن تمام پروسه غیبت به زبون میاد
شادی هایت تو را می سازند و غم هایت نقش بر تو می زنند طول می کشد تا ساخته شوی
اشکال نداره تجربه شد برای همه چی صدق نمی کنه راستش اشکال داره من به این تجربه نیازی نداشتم
اسکلت من کجاست؟
بنظرتون کدومش برای چاپ روی قاب گوشی بهتره
قطعا رفت رو مخم ولی خودمم بودم جواب نمی دادم
آرام تر برو تیمار کردن زانو های زخمی قلبی که به دنبالت می دود؛ درد دارد
از آینه می ترسم او حتی پس از سوختن ذره ذره تن در آتش روح هم چشمان مرا به یاد دارد
باد امروز بی دلیل سهمگین است و آه از چای چای یخ زده و تلخ بیچاره بخار از دهانش خارج می شود خون انگشتم بر روی فنجان روانه می شود عجب کثافتی شد باور کن پوست گوشه ناخنم هیچگاه قرار نیست به انتها برسد ناخن گیر شاهد است چقدر هوا بد است نمی دانم ابر خودش را برای که لوس کرده بود که نه می بارید و نه شرش را از مقابل خورشید کم می کند البته که چشم دیدن خورشید را هم ندارم خورشید همیشه مانند کودکی است که تمام هارت و نورش.... پورت، نور بی مزه بود برای ماست و در برابر ابر، براقیش حتی به اندازه بزاق دهان هم نیست صدای لشکری از اسبان می آید که با ریتم طبل و نعره مردی به حرکت در می آیند جنگ شده است؟ این روزها انگار برق حافظه ام در سرم سوسو می زند فکر کنم عروسیه پسر مستأجر طبقه بالاست جماعت سرخوش آخ زبانم؛ چای از سرما در دستانم می لرزد صدای جیغی فنجان را شوکه می کند و ...
روزی در همان نقطه می ایستی که دیگری را بخاطر قدم زدن در آن به تمسخر گرفتی
کاش به اندازه بیوت شعور داشتی
به تبعیت از تعطیلی دیروزتون امروزو برای خودم تعطیل کردم عدالت را با ما تجربه کنید