eitaa logo
اسکلت من کجاست؟
50 دنبال‌کننده
180 عکس
20 ویدیو
6 فایل
درد می کشم پس هستم کپی=فحش بد خیلی بد یکی از فصل دو @poch135 ها؟چی؟صدات نمیاد https://abzarek.ir/service-p/msg/4130254
مشاهده در ایتا
دانلود
یه آهنگ مستهجن شیرازی پیدا کردمو چون حوصلم سر رفته دارم بدون توجه به عواقبش برای همه مخاطبام می فرستم
هر گاه مهربان تر شدم کمی خندان تر شدم گذر کردم از حقمو بخشنده شدم؛ شکافته تر شدم هیققق
کجای قصه از من دست هایت را جدا کردند؟ غمت را چرا مثل بختک بر بند دلم پهن کردند؟ دیشب بود یا چند هزار شب قبل که ماه را سو سو کنان از آغوش شب دور کردند؟ مگر حیرانی را خنده دار دیدند که صدایت را در زبان غریبه ها جاری کردند؟ دست در جیب راه میروم ولی جواب این سوال را در جیب خود ندارم دست را پنهان کرده ام که قلب از سینه بیرون نکشم هر شب سر به زیر خیابان های شهر را متر می کنم تا شاید رد قدم هایت مرا به جغرافیای آغوش دورت برساند اوی من تو دوری آنقدر دور که خط های صورتت را به یاد ندارم سردم است و از گرمای آغوشت خبر ندارم نفس راهش را به شش گم می کند هر بار چون هوایت را ندارم از تو به خویش راه فرار ندارم با همه ی اینها احتمال میدهم که هنوز زنده ام چون دوستت دارم
عشق جایش در همان شعر است و شعر جایش پشت همان عکس پاره آدمی را چه به وهم و خیال؟ مگر از جانش سیر شده که عشق را در سینه بگذارد که شعر را در چشم بخواند که عکس را شبانه ببوسد که با بوسه بمیرد
تو زیبا بودی ولی آسمان بی انتها بود آسمان انتها نداشت ولی ماه تنها بود تنهایی چشمگیر بود ولی پشت بام بلند بود ارتفاع از زمین بلندم می کرد ولی لبه ها پرواز یاد می دادند پس اکنون عزیزکم لبه پشت بام را بیش از تو آسمان و ماه و پشت بام دوست دارم او از همه آنها و اینها و تویی که نمیدانم اینی یا آن اینجایی یا آنجا به من نزدیک تر است
دلخوش که نباشی نمی‌دانی صبح برای چه بیدار شوی بیدار می شوی تا چه ببینی آن که قرار است ببینی کی می آید دفتر پر می شود از امروز هم نیامد های نامتناهی با خود می گویی شاید زود می آید مرا در خواب می بیند غم دلش را پر می کند که چرا خواب را از او زیبا تر دیده ام قهر می کند می گوید می روم و آنقدر بر نمی گردم که یادم برود اویی هم روزی بوده دلش طاقت نمی آورد و باز فردای روز های نامتناهی آید اما تو که نمی دانی چه ساعتی در خانه رل می زند پس شب را به انتظار می نشینی امشب فردا شب شب بعد بعد بعد انگا اویی که قهر برایش جاده شده هیچگاه نمی آید عادت می کنی به انتظار بهتر از هیچ است که مگر نه شاید روزی اتفاقی از کنار اویی که روزی بوده بگذرد هان؟ دلخوش که نباشی بی‌خیال این چرت و پرت ها دلخوش که نباشی از خواب می‌گریزی تا شاید به انتهای بی سببی بیداری نرسی
جوگیر شدم آهنگامو پاک کردم فکر کنید آهنگای خودتون بوده در غمم شریک باشید
اگه بشه چی...
از دست دادن دردناک تر از نرسیدن است چون تو دیگر به یاد نداری قبل از اویی که از دست رفته؛ چگونه می زیستی؟
یه اتفاقی در شرف افتادنه که اگه بیوفته حکم همون معجزه رو برام داره و برای مدتی زندگیم خیلی صورتی و روال میشه اگه یدونه از اون دعا بگیراتو به اسم من بزنی که خیلی ممنونم
چه بچگانه درد را حاشا می کنی او در تو ریشه دوانده نام از تو ربوده مشت در حلقومت فرو کرده تو را لال سرِ گوش را در گریبان برده تو را کر چشم به سقف نه،گچ و آجر نه،شاید به آسمان دوخته تو را کور تن را زیر واژه ی تن تَ له کرده تو را لمس تو را هیچ تو را خود تو را درد کرده