eitaa logo
اسکلت من کجاست؟
55 دنبال‌کننده
177 عکس
19 ویدیو
6 فایل
درد می کشم پس هستم کپی=فحش بد خیلی بد احیانا اگر سخنی بود اینجام https://daigo.ir/secret/2194153936
مشاهده در ایتا
دانلود
دکتر یجوری تعجب کرد که تشنج نمی کنم که احساس می کنم کم کاری از من بوده و دفعه بعد باید بیشتر تلاش کنم
امروزم یادم رفت خودمو ببرم مثل دیروز مثل خیلی روزای دیگه شایدم درستش اینه که یادم رفت خودم باشم یا یادم رفت خودم چه شکلی بوده چطوری می خندیده و لباش به دو طرف کشیده می شده بدون اینکه لباشو به دو طرف بکشه تا بخنده چطوری چیزیو تعریف می کرده بدون اینکه هر کلمه یادآور یه زخم باشه و با هر حرف درد امون حرف زدنو ازش بگیره بدون اینکه پریدن پلک و لرزش و دست و پا و صدای بلند قلب و خفگی مغزشو بذاره تو جیبپش چطور تو خیابون راه می رفته چطور می تونست حسی غیر تنفر به آدما داشته باشه چطور نمی خواسته خونشونو روی پوستشون روون کنه چطور از بوشون صداشون وجودشون احساس انزجار نمی کرده چطور کاریو انجام می داده بدون اینکه به بیفایده بودن و بی ارزش بودن خسته کننده بودن تموم تا تمومی ها فکر کنه چطور دوست داشته می شده چطور باور می کرده که کسی دوسش داره چطور عشقو و کلیشه های جانبیش حوصلشو سر نمی برده چطور زندگی می‌ کرده از کجا زندگی کردنو بلد بوده چطور زندگیش رنگی غیر از خاکستری بوده چطور بدون فکر به پریدن از پنجره شبو صبح می کرده چطور حسی غیر از غم داشته من خودمو یادم رفته از وقتی غم تو گلوم خونه کرد تو قلبم ریشه زد و شاخه هاشو دور مغزم پیچید و انقدر بزرگ و بزرگ شد که فقط یه جرقه نیاز داشت به جرقه کوچیک مثل محکم بسته شدن در مثل یه صدای بلند مثل خوردن زمین مثل ریختن مو مثل یه نمره بد مثل دعوا با یه غریبه و بنگ ترکید برگاش با سرعت توی رگام جاری شد از اون روز بعد هر روز خودمو یادم میره با اینکه هر شب به خودم یادآوری می کنم که فردا بدون من جایی نرم فردا خودم باشم بازم خودمو مثل یه کاغذ،روی میز جا می ذارم
آدما حوصلشون سر میره زندگیشون تکراری میشه با هم به مشکل می خورن تصمیم می گیرن بچه دار شن بعد تو میگی عجیبه که هر گیری داری ریشه تو بچگیت داره
خبر مرگت اگه یکم قانع تر بودی الان استوری می ذاشتی دانشجو روز نمی خواد نمره می خواد
امروزو به اون شخصیتم که مادر بدبختیای بقیه شخصیتامه تبریک می گم
کاش بچه ها دور باشن از من خیلی دور مثلا در حدی که فقط بتونم تشخیص بدم اونی که تو دست اون آدمست هندونه نیست و آدمه
پس اون مودب محترم حرف گوش کن مهربون باهوش چشم و ابرو مشکی کی قراره بیاد تو زندگیم وقتی دیگه درسی برای خواندن نداشته باشم؟ آخه مرد من اون موقع دیگه خودمم آدم حساب نمی کنم چه برسه به تو رو
نمی‌دونم ضعیفم یا چی ولی دیگه دارم نمی تونم زندگی کردنو
فکر کن هیچ مانعی جلوت نیست و تنها دلیل نرسیدنت اینه که بلد نیستی مثل آدم راتو بری
از آن لحظه که دید هستی اینجا هستی شاد نباشد هستی شانه هستی راه هستی چهار پایه هستی آنجا هم که هستی گمان کرد مانع هستی برود هم باز هستی تا آخر دنیا تو همین جا نشینی بس که پستی رفت
اگه ایندفعه به مو برسه پارت می کنم
خدایا می دونم بیشعور هستم ولی می بینی که هستم؟