مِلهوف
میخوای بعدا به خاکم بوسه بزنی؟ خب الان که خودم هستم به روی من بوسه بزن😀 چو بر خاکم بخواهی بوسه دادن
چشممن چشم تورا دید
ولی دیده نشد!
من همانم که پسندید و
پسندیده نشد!
یاد لبهای تو افتادم و
با خود گفتم:
غنچهای بود که گل کرد
ولی چیده نشد!
عاشقت بودم و این را
به هزاران ترفند
سعی کردم که بفهمانم و
فهمیده نشد!😀
@Melhoof
مِلهوف
تو خیلی چیزارو نمیدونی تو نمیدونی چقدر پشت بداخلاقیام قربون صدقت رفتم تو نمیدونی چقدر پیش خودم به
عشق و دوست داشتن خیلی قشنگه
اینکه یه نفر بدونه چی شمارو خوشحال میکنه خیلی زیباست
اینکه جوری نگاهتون کنه انگار قشنگ ترین اتفاق زندگیشید معرکه است
اینکه ساعت ها کنارتون باشه ولی بازم موقع رفتن غم رو تو چشماش ببینید خیلی دلنشینه
اینکه کسی باشه که بلدت باشه بهترین هدیه است
این هدیه نصیب تک تکتون :)♥
@Melhoof
مِلهوف
من؟ من حتی آن قسمتی از وجودم را که برای خودم هم پنهان کرده بودم، به تو نشان دادم. @Melhoof
من خیلی آدمِ ، وقتی پیام نمیده یعنی نمیخواد باهام حرف بزنهای هستم.👈👉
@Melhoof
639.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حقیقتا باید اعتراف کنم بدون تو خیلی برام سخت میگذره .
@Melhoof
مِلهوف
من دوستت نداشتم؟ من صدای زنگ تورو با بقیه متفاوت کرده بودم که وقتی زنگ میزنی سریع جواب بدم. @Melhoo
من دوستت نداشتم؟
من وقتی پیوی تو و پیوی آدمی که روت چشم داشت ،کنار هم میوفتاد،
پیوی تورو بایگانی میکردم که اسمت کنار اسمش نباشه.😐🔪
@Melhoof
مِلهوف
گفته بودی عاشقم جانم خودم را باختم کم کمک از شوق دیدارت ، به خود میتاختم روز آغازین نوشتی شعر کوت
آنکه بیش از دگران در دل ما جا دارد
بیشتر میل به آزار دل ما دارد!
سادهتر میشکند شیشهی احساست را
آن کسی که خبر از جای تَرَکها دارد
ما زمین خوردهی لبخند رفیقی بودیم
که به سر شوق زمین خوردن ما را دارد
وقت غمها دمشان گرم به دورم جمعند
لحظه ی سوختن شمع تماشا دارد
ما در این شهر پی سیرت زیبا بودیم
هر که دیدیم فقط صورت زیبا دارد:) ...
هر که لبخند مرا دید نپرسید افسوس
خنده با چشم غمآلود چه معنا دارد
شهر ما گرچه شلوغ است به ظاهر اما
قدر جمعیت خود آدم تنها دارد
@Melhoof
مِلهوف
آنکه بیش از دگران در دل ما جا دارد بیشتر میل به آزار دل ما دارد! سادهتر میشکند شیشهی احساست را
گاه گاهی خلوت خود را پریشان میکنم
مینشینم گوشه ای و چشم گریان میکنم
این همه بار خیالم را، که بر من داده است؟
من نمیدانم چرا فکر فراوان میکنم
دیگران با یارشان شب را سحر کردند و من،
با در و دیوار راز خویش عنوان میکنم❤️🩹
پشت لب فریاد پنهان است از لبخند من
کس نمیداند چنین لب پسته خندان میکنم
از گذشته حسرت آنچه نشد را میخورم
گاهی آرامم ولی، گریه فراوان میکنم
ای همایون نیستی تنها که غم ها با تو است
پس چرا مینالی از اشکی که مهمان میکنم؟
- علیرضا اسماعیلی همایون
@Melhoof