روحت را که به دستِ
غیر دنیایی ها بسپاری ،
جسمت هم کم کم در
اقیانوسِ جهان محو میشود.
یک شب ،
میخی سینه ی مادری را درید ،
آتش جانش را خورد ،
جنینش کشته شد ،
تبسم اما بر لبانش ماند ،
چون او دخترِ پیامبرِ اسلام بود.
قلبتو که زیاد باور کنی ،
نَفست میاد و بغلش میکنه
و اون موقع است که تو میمونی و واقعیت .
وقتی گرفتار خودمون هستیم ،
نمیتونیم کاری انجام بدیم ،
باید از نفست عبور کنی ،
باید دل بکنی .
[ مِنهاج ] .
_
می گفت :
اینجا که می روید عاشق بروید ،
جمع عاشقان که شما را خریدند ،
عشقِ واقعی نورش را به قلبتان میتاباند .