eitaa logo
MeowSu
33 دنبال‌کننده
57 عکس
51 ویدیو
0 فایل
اندراحوالات ما؛)
مشاهده در ایتا
دانلود
دوست ندارم از تو و دلتنگی بنویسم. نوشتن از تو این حس‌رو به مخاطب می‌ده که تو مقصری. که تو من رو تنها گذاشتی. که تو بدی. که تو ظالمی. که تو خوب نیستی. ولی من می‌دونم تو هیچکدوم از این‌ها نیستی. تو معصوم‌ترین آفریده‌ای بودی که جهان به خودش دیده. من مقصرم. تمام تقصیر خراب شدن همه‌چیز برای منه. حتی اینکه دیگه چیزی درست نمی‌شه هم تقصیر منه. من بدترین بودم. من یک لحظه ترسیدم و اون ترس نابود کرد زندگیمون رو. ریخت سطل سیاه رنگ رو روی بومی که کشیده بودیم از آینده. زد فندک رو روی کاغذی که برنامه آینده روش بود. مرگ بر ترس٫ متنفرم از ترس. حتی الان هم ترسیدم. دستم عرق کرد و ضربان قلب‌م رفت بالا. این روزها بیشتر از هشت لیوان آب می‌خورم چون هشت پارچ گریه می‌کنم. از خودم تا همیشه متنفر هستم. تو می‌دونی خراب کنی کل زندگی‌ت رو و خودت رو مقصر بدونی یعنی چی؟! یعنی تمام. یعنی تمام شده کارِت با این دنیا و وقت رفتنه.
...
لطفا به مرگ فکر نکنید من یه بار یکی رو از دست دادم و واقعا دلم نمی‌خواد دوباره توهم یکی دیگرو هم بزنم ؛)
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و در آخر هیچکس نفهمید واقعا درونم چی میگذره-
فکر کنم تنها آدمی باشه که وقتی کنارشم بدون اینکه نیاز باشه راجب مشکلاتم جور خاصی حرف بزنم می‌فهمه چی میگم شاید میشه گفت با قلبش بهم گوش میده از آدمی که سکوتتمم پیش معنا پیدا می‌کنه ممنونم؛)🍎
میدونی مذخرف ترین نوع آدما کیان؟ اونایی که وقتی ظلمی میشه بهشون بدتر ظلم میکنن و وقتی می‌پرسی چرا اینکارو کردی کارت درست نبوده میگن که آخه برای منم این اتفاق افتاده خب اوکی خیانت بهت شده توام باید خیانت کنی؟! دروغ گفتن توام باید دروغ بگی ؟ اگر اینطوریه بهت تجاوز شد توام به بقیه تجاوز کن چطوره ؟! یکی عروسکتو انداخت شکست توام عروسکشو بشکون بچه ایی داداش؟! بزرگ شو تروخدا ازشم می‌پرسی چرا اینطوری می‌کنی ؟ کصخلی؟ کصونه واویلا بازی در میاره که چی ؟ نه تو نمیدونی من چی کشیدم و چمیدونم نمیدونی چه بلایی سرم اومده و اینا خب به کیرم چون تو کشیدی یکی ام مجبوره بکشه؟!
چشم هایش قهوه ایی بود و به حق فهمیده ام قهوه از قلیان و سیگار اعتیاد آور تر است..
...
بلاخره یروزی می‌فهمه برای اینکه اونو از دست ندی چقدر خودتو از دست دادی.
می‌خواستم فریاد بزنم و از او بخواهم که نرود اما چه حقی داشتم که او را از رفتن باز دارم؟ وقتی خوشبختی‌اش در آغوش دیگری بود.