زمانی میرسه حالت از خودت بهم میخوره از اینکه بهش فک میکنی و مدام تو فکر و ذهنته و تازه دلتم براش تنگ میشه اما بازم نمیتونی دست برداری و ترجیح میدی حالت از خودت بهم بخوره تا اینکه نخوای لااقل بهش فک نکنی.
و اینجاست که فک میکنی به تهش رسیدی و ضعیف ترینی چون هیچکاری از دستت برنمیاد
من و تو .
و بلاخره امشب بعد از مدت ها
از همین حالا دلم خیلی تنگ شده
ان شاءالله که امسال سال آخر نباشه
خداروشکر میکنم که این دوماه به اندازه ی تونستم استفاده ببرم و برای سال بعد برنامه دارم کاری کنم که بیشتر از این شرمنده نباشم ان شاءالله هرچی هست از این بهتر بشه که هم حال خودمون خوب باشه و هم فیض ببریم از اینکه همیشه تو مجلس عزاداری امام حسین راهمون دادی، و از همگی قبول باشه .
اگ یچیزی یا کسی برا منه فقط و فقط واسه خودمه مال خودمه و فقطم من باید ازش استفاده کنم و نگاش کنم
چرا فمیدن این اینقد براشون سخته؟