eitaa logo
دانلود
میدونم ولی خودمو میزنم به اون راه که اطلاعی ندارم...
از این اتفاقای یهویی بد الکی اصلا خوشم‌نمیاد
خوبه خداروشکر تقریبا میشه گفت همه چی سرجاشه
جدی دیگه اصلا توان تنها بودنمو ندارم
سلام
وقتی داشتم به گذشته و اون موضوعات فکر میکردم از خودم شکایت داشتم زیاد ولی منطقیش این بود از یه بچه ای 9،8ساله چه توقعه ای باید داشت؟ من اون موقعه نیروی برای مراقبت از خودم نداشتم
اون چیزای که گذشت برای آدم بزرگا برای سن الان من شاید چیز زیاد اذیتت کننده ای نبوده باشه ولی اون زمان با توجه به سنم بنظرم یکم خیلی زیادی بود...
همه و همه اونا روی آینده ای من تاثیر داشتن و دارن ولی من که تونستم تونستم ببشتر از سنم کنار بیام قبول کنم آدم احمق و ضعفی نیستم و فقط هنوز خیلی بچه ام و سنم کمه
و میدونستم آدما بزرگ میشن من همیشه اونقدی نمیمونم من همیشه لکنت زبان ندارم که نتونم راحت حرف بزنم و عصبانیتمو و بروز بدم که عقده ای نشم میدونستم دیگه کسی نمیتونه از بچه بودن من سوءاستفاده کنه. چون من دیگه بچه نیستم قدم نسبت به سنم زیاد نیست ولی من دیگه خیلی بزرگتر از اون چیزی که فکرشو میکنی شدم